دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عارفی را دیدیم که در دستی آب داشت و در دستی آتش..میگفت میروم که آب بر دوزخ ریزم و آتش در بهشت کشم... تا کسی خدا را نه از بیم آتش پرستد و نه از ذوق بهشت..خدا را برای خدا باید خواست...

1391/02/08 - 19:54 در فسانه
1 ديدگاه
reza_stm

داد درویشی از سر تمهید سر قلیان خویش را به مرید
گفت کز دوزخ ای نکوکردار قدری آتش به روی آن بگذار
بگرفت و ببرد و باز آورد عقد گوهر ز درج راز آورد
گفت در دوزخ هر چه گردیدم درکات جحیم را دیدم
آتش و هیزم و ذغال نبود اخگری بهر اشتعال نبود
هیچ کس آتشی نمی افروخت زآتش خویش هر کسی می سوخت

14 سال و 4 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 7 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)