دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

....
....
Moghamer

فنجون از دسته شکسته بود ولی قبول نمی کرد عوضش کنه / رنگ جایی که شکسته بود حرف می زد که دیگه وقت رفتنه ولی توفیری نداشت / همه ی فنجون ها از میخ ها آویزون بودند الا همین یه فنجون / نوه ها بارها فنجون تازه خریده بودن، ولی تو کت ش نمی رفت این فنجون رو عوض کنه / تا این که همین الان که دارم می نویسم، فنجون بین زمین و آسمون معلقه / منم منتظرم ببینم می شکنه یا نه / ولی واسه پیرمرد فرقی نمی کنه، چون چشاشو بسته

1391/02/11 - 17:43 در هرف مفت
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)