دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

و عشق را کنار تیرک راه بند تازیانه می زنند عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد... روزگار غریبی است نازنین... آنکه بر در می کوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است نور را در پستوی خانه نهان باید کرد... شاملو

1391/02/17 - 10:17 در میکده
12 ديدگاه
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

داریوش هم به زیباترین شکل خونده این شعرو. فوق العادست. ++++

14 سال و 4 ماه و 28 روز و 14 ساعت و 47 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

آره آزاده. وایسا آرشیومو بگردم برات میفرستمش. آلبومش فوق العادست. محشره

14 سال و 4 ماه و 28 روز و 13 ساعت و 16 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می‌پویند مبادا شعله‌ای در آن نهان باشد

دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می‌پویند مبادا شعله‌ای در آن نهان باشد
روزگار غریبیست نازنین، روزگار غریبیست نازنین

و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می‌زنند

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

روزگار غریبیست نازنین، روزگار غریبیست نازنین

و در این بن‌بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوخت‌وار سرود و شعر فروزان می‌دارند
به اندیشیدن خطر مکن روزگار غریبیست
آن که بر در می‌کوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می‌پویند مبادا شعله‌ای بر آن نهان باشد

دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می‌پویند مبادا شعله‌ای بر آن نهان باشد

روزگار غریبیست نازنین، روزگار غریبیست نازنین

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک قصابانند بر گذرگاهها مستقر
با کنده و ساتوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می‌کنند و ترانه را بر دهان
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است

خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

14 سال و 4 ماه و 28 روز و 12 ساعت و 45 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

ما ظاهراً رفیقان بس نارفیق بودیم
هر پشت اعتمادی زخمی به خنجر کردیم
زخمی به خنجر کردیم
هر سینه رفیقی با تیغ کین دریدیم
خودکرده‌ها چه آسان نسبت به داور کردیم
نسبت به داور کردیم

هر جایی هوس را تا خواهشی برآریم
اسکندرانه مُلکی صحرای محشر کردیم
با زورقی شکسته پارو به آب دادیم
چشمان مادران را دریای احمر کردیم
حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی
در خاطری شکسته اسمی که از بر کردیم

حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی
در خاطری شکسته اسمی که از بر کردیم

ما خون عاشقان را در لاله‌ها شکستیم
بر حجله‌های آنان آن لاله زیور کردیم
آن لاله زیور کردیم
با خون آن دلیران آسان وضو گرفتیم
در جام شهد دوستان زهر مکرر کردیم
زهر مکرر کردیم

هر جایی هوس را تا خواهشی برآریم
اسکندرانه مُلکی صحرای محشر کردیم
با زورقی شکسته پارو به آب دادیم
چشمان مادران را دریای احمر کردیم
حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی
در خاطری شکسته اسمی که از بر کردیم

حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی
در خاطری شکسته اسمی که از بر کردیم

14 سال و 4 ماه و 28 روز و 12 ساعت و 40 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

چون حجمش زیاد بود واسه خودم آپلود نشد. گشتم لینکشو گزاشتم برات. امیدوارم خوشت بیاد و لذت ببری.

14 سال و 4 ماه و 28 روز و 11 ساعت و 5 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)