دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زني جنونش را به در وديوار شهر می پاشید ؛ تمام كوچه ها و خيابان ها در فنجان هاي بي تعبير، طعم ِ گس ِ جدایی می داد ... فقط دلش مي خواست روزنامه بخواند؛ باصداي بلند روزنامه بخواند و نام کودک ِ گُم شده اش را روي همه ي ديوارها بنويسد ...

1391/02/17 - 10:45 در مادر...
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)