دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادم میاد اون روزا مامانم میبردم حموم منو میذاشت لای پاش چنان چنگ میزد تو کلم که انگار داره لباس می شوره گاهی وقتام فکر میکرد مردم .... :0 بعد که می اومدم بیرون تا فرداش هنوز گیج بودم واس اون مشت و مالا .. حالا واس بچه ها ازین استخر بادیا گرفتن حال می کنن واس خودشون .. چقدر بدبخت بودیم مااااااااااااااااااااااااا ... :

1391/02/21 - 12:34
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)