یه روز یه ترکه بود که اسمش مهدی بود!!! میره جبهه فرمانده میشه و میخواستن عملیات کنن میره میزنه به صف صدام و تا غرب دجله میره...! چند روز بعد نیروهاش محاصره میشن، کنار سربازاش میمونه و تا آخرین قطره خونش می جنگه...!!! وقتی زخمی بوده میخوان برش گردونن قایقشو تو آب میزنن و جسدش رو دجله می بره با خودش تا طبق وصیتش حتی یه وجب هم از خاک این دنیارو نگیره ...!!! پارسال هم زن و دخترش رو به جرم اقدام "علیه امنیت ملی " گرفتند و بردند حبس و کتک و بازجویی...!!! روحش شاد... فامیلیش هم باکری بود!!! به افتخار تمام دلاوران ایرانی که زن و فرزندانشون بازهم مظلومن
روووووووووحش شاد
14 سال و 4 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 37 دقيقه قبل