دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حسنی نگو یه دسته گل ... ! ( منوچهر احترامی )

1391/02/22 - 15:51 در بروبکس توییت
6 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

توی ده شلمرود،

حسنی تک و تنها بود.

حسنی نگو، بلا بگو،
تنبل تنبلا بگو،
موی بلند، روی سیاه،ناخن دراز، واه واه واه.
نه فلفلی، نه قلقلی، نه مرغ زرد کاکُلی،
هیچکس باهاش رفیق نبود.
تنها روی سه پایه، نشسته بود تو سایه.
باباش می گفت:
- حسنی میای بریم حموم؟
نه نمیام، نه نمیام
- سرتو می خوای اصلاح کنی؟
- نه نمی خوام، نه نمی خوام
کره الاغ کدخدا،
یورتمه می رفت تو کوچه ها:
- الاغه چرا یورتمه می ری؟
- دارم می رم باربیارم، دیرم شده، عجله دارم.
- الاغ خوب نازنین،
سر در هوا،
سُم بر زمین،
یالت بلند و پُر مو،
دُمت مثال جارو،
یک کمی به من سواری می دی؟
- نه که نمی دم
- چرا نمی دی؟-
واسه اینکه من تمیزم.
- پیش همه عزیزم.

امّا تو چی؟
موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه.
غازه پرید تو استخر.
- تو اردکی یا غازی؟
- من غاز خوش زبانم.
- میای بریم به بازی؟
- نه جانم.
- چرا نمیای؟
- واسه اینکه من، صبح تا غروب، میون آب،
کنار جو، مشغول کار شستشو.
امّا تو چی؟
موی بلند، روی سیاه،ناخن دراز، واه واه واه.
در وا شد و یه جوجه دوید و اومد تو کوچه.
جیک جیک زنان، گردش کنان
اومد و اومد ، پیش حسنی:
- جوجه کوچولو، کوچول موچولو،
میای با من بازی کنی؟
مادرش اومد،
- قُدقُدقُدا
برو خونه تون، تورو به خدا جوجه ی ریزه میزه
ببین چقدر تمیزه؟
امّا تو چی؟
موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه.
حسنی با چشم گریون،
پا شد و اومد تو میدون:
- آی فلفلی، آی قلقلی،
میاین با من بازی کنین؟
- نه که نمیایم.
- چرا نمیاین؟
فلفلی گفت:
- من و داداشم و بابام و عموم،
- هفته ای دو بار میریم حموم.
- امّا توچی؟
قلقلی گفت:
- نگاش کنین.
موی بلند، روی سیاه،ناخن دراز، واه واه واه.
- حسنی دوید پیش باباش:
- حسنی میای بریم حموم؟
- میام، میام
- سرتو می خوای اصلاح کنی؟
- می خوام، می خوام حسنی نگو یه دسته گلتر و تمیز و تُپُل مُپُل

الاغ و خروس، جوجه و غاز و ببعی
با فلفلی، با قلقلی، با مرغ زرد کاکُلی
حلقه زدن، دور حسن.
الاغه می گفت:
- کاری اگه نداری، بریم الاغ سواری.
خروسه می گفت:
- قوقولی قوقو، قوقولی قوقو؟
هرچی می خوای، فوری بگو.
مرغه می گفت:
- حسنی رو تو کوچه.
بازی بکن با جوجه.
غازه می گفت: حسنی بیا
با همدیگه بریم شنا.

توی ده شلمرود
حسنی دیگه تنها نبود…

14 سال و 4 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 17 دقيقه قبل
ehsas)----NEDA)

yadesh bekheyr.too mahde kodak namayeshesho ejra kardam

14 سال و 4 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 14 دقيقه قبل توسط موبایل
✔ عـلـ[بابا]ــی

✔ ...

این پست فقط ادای احترامی بود به منوچهر احترامی ... !

شما هرطور که مایلید اقدام کنید !

14 سال و 4 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 4 دقيقه قبل
قاصــــدک¸¸.•*¨*•♫♪ ♥

حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه
نه سیما جون ،نه رعنا جون
نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود
تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !
باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم
به دخترا دل می بازی ؟!
نه نمی دم نه نمی دم


گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها
گلیه چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونی
که شب برم به مهمونی
گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین
یه کمی به من سواری می دی ؟!
نه که نمی دم
چرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم
اما تو چی ؟
نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه

در واشد و پریچه
با ناز اومد توو کوچه
پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری ،از اون بالا
نگاه می کرد توو کوچه را
داد زد وگفت : اوی ! بی حیا
برو خونه تون تورا بخدا
دختر ریزه میزه
حسابی فرز وتیزه
اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه



نازی اومد از استخر
تو پوپکی یا نازی ؟
من نازی جوانم
میای بریم کافی شاپ؟
نه جانم
چرا نمی ای ؟
واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب
اما تو چی ؟

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه


حسنی یهو مثه جت
رسید به یک کافی نت
آن شد ورفت تو چت رووم
گپید با صدتا خانووم!
هیشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چی هستی ؟
تو دنیای مجازی
علافی کرد وبازی
خوشحال وشادمونه
رفت ورسید به خونه
باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام
چاهارتا شرعا بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام

حسنی اومد موهاشویه خورده ابروهاشودرست وراست وریس کردرفت و توو کوچه [!] کردیه زن گرفت وشاد شدزی زی شد و دوماد شد !

14 سال و 4 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 3 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)