دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

BlaCk Ho4K
BlaCk Ho4K
MilaD_iS_BaCk

شکلات دوستی.دیدگاه

1391/02/23 - 13:26
6 ديدگاه
BlaCk Ho4K

همه چی با یه شکلات شروع شد!..

من یه شکلات گذاشتم توی دستش!

اونم یه شکلات گذاشت توی دست من!

من بچه بودم! اونم بچه بود...

سرمو بالا کردم، سرشو بالا کرد!

دید که منو میشناسه!

خندید! خندیدم!

گفت: دوستیم؟؟؟

گفتم: دوسته دوست!

گفت: تا کجا؟؟؟

گفتم: دوستی که تا نداره!!!

گفت: تا مرگ؟؟؟

خندیدم و گفتم: من که گفتم تا نداره!!!

گفت: باشه! تا پس از مرگ!

گفتم: نه! نه! نه! نه! تا نداره!

گفت: قبول! تا اونجا که همه دوباره زنده میشن! یعنی زندگی پس از مرگ!
بازم با هم دوستیم؟؟؟ تا بهشت! تا جهنم! تا هرجا که باشه، منو تو با هم دوستیم؟؟؟

خندیدمو گفتم: تو براش تا هرجا که دلت میخواد، یه تا بذار! اصلا یه تا بکش، از سر این دنیا، تا اون دنیا! اما من اصلا براش تا نمیذارم!

نگام کرد! نگاش کردم! باور نمیکرد! میدونستم اون میخواد، حتما دوستیه ما تا داشته باشه! دوستیه بدون تا رو نمیفهمید.......

گفت: بیا برای دوستیمون یه نشونه بذاریم!

گفتم: باشه! تو بذار!

گفت: شکلات! هر بار که همدیگه رو میبینیم! یه شکلات مال تو، یکی مال من! باشه؟؟؟

گفتم: باشه!

هر بار یه شکلات میذاشتم تو دستش! اونم یه شکلات تو دست من! باز همدیگه رو نگاه میکردیم، یعنی که دوستیم! دوسته دوست!

من تندی شکلاتمو باز میکردم! میذاشتم تو دهنمو تندو تند میمکیدم!

میگفت: شکمووو! تو دوست شکموی منی!

و شکلاتش رو میذاشت تو یه صندوقچه ی کوچولوی قشنگ!

میگفتم: بخورش!

میگفت: تموم میشه! میخوام تموم نشه، برای همیشه بمونه!

صندوقش پر از شکلات شده بود! هیچ کدومشو نمیخورد! من همشو خورده بودم!

گفتم: اگه یه روز شکلاتهات رو مورچه ها بخورن؟ یا کِرما؟ اون وقت چه کار میکنی؟

گفت: مواظبشون هستم!

میگفت: میخوام نگهشون دارم، تا موقعی که دوست هستیم!

و من شکلاتمو میداشتم تو دهنمو میگفتم: نه! نه! نه! تا نداره! دوستی که تا نداره!!!!!

یک سال، دو سال، 4 سال، 7سال، 10سال، 20 سالش شده!

اون بزرگ شده، منم بزرگ شدم!

من همه ی شکلاتامو خوردم! اون همه ی شکلاتاشو نگه داشته!

اون آمده امشب، تا خدافظی کنه! میخواد بره! بره اون دور دورا !

میگه: میرم، اما زود برمیگردم!

من که میدونم میره و برنمیگرده!!!

یادش رفت شکلات به من بده! من که یادم نرفته! یه شکلات گذاشتم کف دستش!

گفتم: این برا خوردنه!

یه شکلاتم گذاشتم کف اون دستش، گفتم: اینم آخرین شکلات، برای صندوق کو

14 سال و 4 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 31 دقيقه قبل
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

يعني دكلمشو بار ِ اول گوش كردم نابود شدماممنونم

14 سال و 4 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 29 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)