جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ تــــرانه تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
@هیــــــــــوا
14 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 21 دقيقه قبل@عمو علی (مظلوم و آرام سایت)
@Herose
@✘ farHad ✘
اینجا تا پیراهنت را سیاه نبینند
14 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 18 دقيقه قبلباور نمی کنند
چیزی از دست داده باشی ...! ممنون زیبا بود
عادت کرده ام...
14 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 18 دقيقه قبلعادت کردم به قدم زدن...
عادت کردم به دست زیره چونه گذاشتن و نگاه کردن به یک هدف سیاه...
عادت کردم به سگ شدن های بی جا ، داد زدن های بی دلیل...
عادت کردم به اذیت کردن نزدیکانم...
عادت کردم به گوش نکردن به همه چیز از درس گرفته تا نصیحت...
عادت کردم به فریاد های مامانم واسه درسام...
به جیغ جیغ های اون دو تا بیگناه که به خاطر اعصاب خرابیه من مدام باید سرزنش بشن...
به احظار واسه نمره های بدم...
به مورد انضباطی...
14 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 17 دقيقه قبلعادت کردم به بهونه آوردن...
سنگ شدم...
فرق کردم....ولی ترد نشدم...
عادت کردم به بد بودن ...
تقاص همه ی این کار ها و اخلاق های بد و کی باید بده...!؟
تقاص اینکه من علائم حیاتیم رو دارم کم کم از دست می دم رو کی میده؟؟؟
آروم بودم...لبخند های به جا و ناراحتی های به جا...ولی حالا فقط برای پوشوندن همه ی اون چیزی که توم مونده باید قهقهه بزنم...خسته شدم از نقش بازی کردن...دلم یک گوش شنوا می خواد که از اون اولو واسش توضیح بدم ولی هیچ کس نیس...
چه قدر ما آدم ها تنهاییم و خودمونم نمی دونیم...
خفه دارم میشم!!!!
کم کم دارم به اون هم عادت می کنم...خفه شدن رو می گم....
عادت کردم به چرخ زدن ...
من توی یک دایره بزرگ که راه خروجی نداره و هیچ کس هم توش نیس و اگه هم داخل شه از تنهایی و خاموشی و تاریکی خفه می شه گیر کردم...نمی دونم چرا خودم توش دارم نفس می کشم...نمی دونم چه جوری اینجا اومدم...ولی دلم توی این اتاق یک پنجره ی بخار زده می خواهد که مثل خودم کدر باشه تا بتونم حرف هام رو روش بنویسم بعد هم به یارون کوچولو...
پر ادعا!!!!تو کجایی؟!
من که دارم می چرخم ولی نمی دونم دور چی؟؟!؟
هیروز دستت درد نکنه منتظر بودیا
14 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 16 دقيقه قبلعادت کردم بترکم تو خودم...!
14 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 14 دقيقه قبل: ) اهوم...
14 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 13 دقيقه قبلولی تو روحت با این آهنگ پروفایلت
14 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 11 دقيقه قبلروحم تو ستون فقراتت : ))
14 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 10 دقيقه قبلفک کن روحت تو ستون ِ فقراتم ؟؟؟؟ چه هیولایی میشم
14 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 7 دقيقه قبل
14 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 5 دقيقه قبلیه کارخوب کرده همین آهنگ پروفایلشه
14 سال و 4 ماه و 8 روز و 3 ساعت و 52 دقيقه قبل