دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

برتولت برشت

1391/02/25 - 18:39 در چهار راه
2 ديدگاه
امیر کریمی

فقط باد هنوز که هنوز است

بر ویرانه های شهر مهمان کش می وزد

و غبارند اکنون سنگ هایی که

با آنها زن غریبه را سنگسار کردند.....

14 سال و 4 ماه و 13 روز و 23 ساعت و 3 دقيقه قبل
امیر کریمی

افسانه ای است که می گوید
زنی «مده آ » نام
هزارها سال پیش
به ساحلی غریبه آمد.
مردی که دوستش می داشت
او را به آنجا برد.
مرد گفت: خانه ی من جایی ست
که تو در آن باشی.
زن با زبان دیگری سخن می گفت
در حالی که مردم آن جا
برای شیر و نان و عشق
کلمات دیگری داشتند.
موهای زن رنگ دیگری داشت
و طور دیگری راه می رفت
هیچ وقت آن جا خانه اش نشد
چون به او حسادت می کردند.

14 سال و 4 ماه و 13 روز و 23 ساعت و 2 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)