دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

هرشب می گفت بیا بریم ؛ برات قصه بگم ... منم هنوز اون وقتا تو باغ نبودم... تو خیالم یه جایی مثل خونۀ شکلاتی هانسل و گرتل رو تصور می کردم... و با خوشحالی با می رفتم... بعدها فهمیدم همون بود... منو می برد بخوابونه...

1391/02/27 - 13:17 در خاطرات
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)