جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ آزاده ایــرانی تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
غیاثالدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی در نیشابور - درگذشته ۱۲ آذر ۵۱۰ خورشیدی در نیشابور) که خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النیسابوری هم نامیده شدهاست، فیلسوف، ریاضیدان، ستارهشناس و رباعی سرای ایرانی در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و لقبش «حجةالحق» بودهاست؛ ولی آوازهٔ وی بیشتر به واسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آنکه رباعیات خیام را به اغلب زبانهای زنده ترجمه نمودهاند، ادوارد فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کردهاست که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغربزمین گردیدهاست.
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 35 دقيقه قبلیکی از برجستهترین کارهای وی را میتوان اصلاح گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظامالملک، که در دورهٔ سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۲۶ - ۴۹۰ هجری قمری) بود، دانست. وی در ریاضیات، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعاتاش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضیدانی برجسته در تاریخ علم ثبت کردهاست. ابداع نظریهای دربارهٔ نسبتهای همارز با نظریهٔ اقلیدس نیز از مهمترین کارهای اوست.
شماری از تذکرهنویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خواندهاند.صحت این فرضیه که خیام شاگرد ابن سینا بودهاست، بسیار بعید مینماید، زیرا از لحاظ زمانی با هم تفاوت زیادی داشتهاند. خیام در جایی ابن سینا را استاد خود میداند اما این استادی ابن سینا، جنبهٔ معنوی دارد
عمر خیام در سده پنجم هجری در نیشابور زاده شد. فقه را در میانسالی در محضر امام موفق نیشابوری آموخت؛ حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و ستارهشناسی را فراگرفت. برخی نوشتهاند که او فلسفه را مستقیماً از زبان یونانی فرا گرفته بود.
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 34 دقيقه قبلدر حدود ۴۴۹ تحت حمایت و سرپرستی ابوطاهر، قاضیالقضات سمرقند، کتابی دربارهٔ معادلههای درجهٔ سوم به زبان عربی نوشت تحت نام رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله و از آنجاکه با نظامالملک طوسی رابطهای نیکو داشت، این کتاب را پس از نگارش به خواجه تقدیم کرد. پس از این دوران خیام به دعوت سلطان جلالالدین ملکشاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک به اصفهان میرود تا سرپرستی رصدخانهٔ اصفهان را بهعهده گیرد. او هجده سال در آنجا مقیم میشود. به مدیریت او زیج ملکشاهی تهیه میشود و در همین سالها (حدود ۴۵۸) طرح اصلاح تقویم را تنظیم میکند. تقویم جلالی را تدوین کرد که به نام جلالالدین ملکشاه شهرهاست، اما پس از مرگ ملکشاه کاربستی نیافت. در این دوران خیام بهعنوان اختربین در دربار خدمت میکرد هرچند به اختربینی اعتقادی نداشت. در همین سالها (۴۵۶) مهمترین و تأثیرگذارترین اثر ریاضی خود را با نام رساله فی شرح مااشکل من مصادرات اقلیدس *را مینویسد و در آن خطوط موازی و نظریهٔ نسبتها را شرح میدهد. همچنین گفته میشود که خیام هنگامی که سلطان سنجر، پسر ملکشاه در کودکی به آبله گرفتار بوده وی را درمان نمودهاست. پس از درگذشت ملکشاه و کشته شدن نظامالملک، خیام مورد بیمهری قرار گرفت و کمک مالی به رصدخانه قطع شد بعد از سال ۴۷۹ اصفهان را به قصد اقامت در مرو *که به عنوان پایتخت جدید سلجوقیان انتخاب شده بود، ترک کرد. احتمالاً در آنجا میزان الحکم و قسطاس المستقیم را نوشت. رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) احتمالاً در همین سالها نوشته شدهاست. غلامحسین مراقبی گفتهاست که خیام در زندگی زن نگرفت و همسر برنگزید.
باغی که آرامگاه خیام در آن قرار دارد، تصویر از کنار آرامگاه امامزاده محروق گرفته شدهاست و در ورودی قدیمی این باغ در تصویر دیده میشود.
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 34 دقيقه قبلمرگ خیام را میان سالهای ۵۱۷-۵۲۰ هجری میدانند که در نیشابور اتفاق افتاد. گروهی از تذکرهنویسان نیز وفات او را ۵۱۶ نوشتهاند، اما پس از بررسیهای لازم مشخص گردیده که تاریخ وفات وی سال ۵۱۷ بودهاست .مقبرهٔ وی هم اکنون در شهر نیشابور، در باغی که آرامگاه امامزاده محروق در آن واقع میباشد، قرار گرفتهاست.
شرایط دوران خیام
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 34 دقيقه قبلدر زمان خیام فرقههای مختلف سنی و شیعه، اشعری و معتزلی سرگرم بحثها و مجادلات اصولی و کلامی بودند. فیلسوفان پیوسته توسط قشرهای مختلف به کفر متهم میشدند. تعصب، بر فضای جامعه چنگ انداخته بود و کسی جرئت ابراز نظریات خود را نداشت - حتی امام محمد غزالی نیز از اتهام کفر در امان نماند. اگر به سیاستنامهٔ خواجه نظامالملک بنگریم، این اوضاع کاملاً بر ما روشن خواهد بود. در آن جا، خواجه نظام همهٔ معتقدان به مذهبی خلاف مذهب خود را به شدت میکوبد و همه را منحرف از راه حق و ملعون میداند. از نظر سیاست نیز وقایع مهمی در عصر خیام رخ داد:
سقوط دولت آل بویه
قیام دولتِ سلجوقی
جنگهای صلیبی
ظهور باطنیان
در اوایل دوران زندگی خیام، ابن سینا و ابوریحان بیرونی به اواخر عمر خود رسیده بودند. نظامی عروضی سمرقندی او را «حجة الحق» و ابوالفضل بیهقی «امام عصر خود» لقب دادهاند. از خیام به عنوان جانشین ابنسینا و استاد بیبدیلِ فلسفه طبیعی (مادی) ریاضیات، منطق و متافیزیک یاد میکنند
القاب
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 34 دقيقه قبلحکیم حجة الحق، خواجه، امام، الفیلسوف حجة الحق، خواجه امام، حکیم جهان و فیلسوف گیتی، الشیخ الامام، الشیخ الاجل حجة الحق، علامهٔ خواجه، قدوهٔ الفضل، سلطان العلماء، ملک الحکماء، امام خراسان، من اعیان المنجّمین، الحکیم الفاضل الاوحد، خواجهٔ حکیم، الحکیم الفاضل، نادرهٔ فلک، تالی ابن سینا، حکیم عارف به جمیع انواع حکمت به ویژه ریاضی، مسلط بر تمامی اجزای حکمت و ریاضیات و معقولات، در اکثر علوم خاصه در نجوم سرآمد زمان، فیلسوف الوقت، سیدالمحقّقین، ملک الحکماء، الادیب الاریب الخطیر، الفلکی الکبیر، حجة الحق والیقین، نصیرالحکمة و الدین، فیلسوف العالمین، نصرة الدّین، الحیر الهمام، سیّدالحکماءالمشرق و المغرب، السیّدالاجل، فیلسوف العالم، به طور قطع در حکمت و نجوم بیهمتا، علامهٔ دوران، بر دانش یونان مسلط و غیره
افسانههایی چند پیرامون خیام وجود دارد. یکی از این افسانهها از این قرار است که خیام میخواست باده بنوشد ولی بادی وزید و کوزه میش را شکست. پس خیام چنین سرود:
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 33 دقيقه قبلابریق می مرا شکستی، ربی بر من در عیش را ببستی، ربی
من مِی خورم و تو میکنی بدمستی خاکم به دهن مگر که مستی، ربی
پس چون این شعر کفرآمیز را گفت خدا روی وی را سیاه کرد. پس خیام پشیمان شد و برای پوزش از خدا این بیت را سرود:
ناکرده گنه در این جهان کیست بگو! آن کس که گنه نکرد چون زیست بگو!
من بد کنم و تو بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست بگو!
و چون اینگونه از خداوند پوزش خواست رویش دوباره سفید شد. البته جدا از افسانهها در اینکه این دو رباعی بالا از خیام باشند جای شک است
قومی متفکرند اندر ره دین / قومی به گمان فتاده در راه یقین
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 33 دقيقه قبلمی ترسم از آنکه بانگ آید روزی / کای بی خبران راه نه آنست و نه این
تا چند زنم به روی دریاها خشت / بیزار شدم ز بت پرستان کنشت
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 33 دقيقه قبلخیام که گفت دوزخی خواهد بود / که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت / از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 33 دقيقه قبلجامی و بتی و بربطی بر لب کشت / این هرسه مرا نقد و ترا نسیه بهشت
در دهر چو آواز گل تازه دهند / فرمای بتا که می به اندازه دهند
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 33 دقيقه قبلاز حور و قصور و از بهشت و دوزخ / فارغ بنشین که آن هر آوازه دهند
زان پیش که بر سرت شبیخون آرند / فرمای که تا باده گلگون آرند
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 33 دقيقه قبلتو زر نی ای غافل نادان که ترا / درخاک نهند و باز بیرون آرند
گویند کسان بهشت با حور خوش است / من می گویم که آب انگور خوش است
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 32 دقيقه قبلاین نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار / کاواز دهل شنیدن از دور خوش است
گویند مرا که دوزخی باشد مست / قولیست خلاف دل درآن نتوان بست
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 32 دقيقه قبلگرعاشق و میخواره به دوزخ باشند / فردا بینی بهشت همچون کف دست
گویند بهشت و حورعین خواهد بود / وآنجا می و شیر وانگبین خواهد بود
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 32 دقيقه قبلگر ما می و معشوقه گزیدیم چه باک / چون عاقبت کار چنین خواهد بود
گویند هرآن کسان که با پرهیزند / زانسان که بمیرند چنان برخیزند
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 32 دقيقه قبلما با می و معشوقه ازآنیم مدام / باشد که به حشرمان چنان انگیزند
فردا علم نفاق طی خواهم كرد / با موی سپید قصد می خواهم كرد
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 31 دقيقه قبلپیمانه عمر من به هفتاد رسید / این دم نكنم نشاط كی باید كرد
افسوس که نامه جوانی طی شد / وان تازه بهار زندگانی دی شد
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 31 دقيقه قبلآن مرغ طرب که نام او بود شباب / افسوس ندانم که کی آمد کی شد
در فصل بهاراگر بتی حور سرشت / یک ساغر می دهد مرا بر لب کشت
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 31 دقيقه قبلهرچند بنزد عامه این باشد زشت / سگ به زمن ار برم دگر نام بهشت
o0o0o0o0o0f azadi jooni che karde{-45
-} ...
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 29 دقيقه قبل
قربونت بشم عزیز 


14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 27 دقيقه قبلaziziiiii abji

badkhahmadkhah dashti tiliph bede jenazashoono tahvil begir
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 23 دقيقه قبل
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 16 دقيقه قبل