دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

همه با هم بخوانیم ولی فراموش نکنیم: فرزند عزیزم: آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباس‌هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباس‌هایم را بپوشم… اگر صحبت‌هایم تکراری و خسته کننده است، صبور باش و درکم کن… یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور می‌شدم روزی چند بار لباس‌هایت را عوض کنم… برای سرگرمی‌یا خواباندنت مجبور می‌شدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم… وقتی نمی‌خواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن… وقتی بی خبر از پیشرفت‌ها و دنیای امروز سوالاتی می‌کنم، با تمسخر به من ننگر… وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمی‌کند، فرصت بده و عصبانی نشو… وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده… همان گونه که تو اولین قدم‌هایت را کنار من بر می‌داشتی… زمانی که می‌گویم دیگر نمی‌خواهم زنده بمانم و می‌خواهم بمیرم، عصبانی نشو… روزی خود می‌فهمی… از این که در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو… یاریم کن همان گونه که من یاریت کردم… کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم… فرزند دلبندم، دوستت دارم…

1391/02/27 - 22:55
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)