دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

***گاهی دلم برای جوانی تنگ می شود***غروب گفت: اگرچه زیبا ترین و تماشایی ترینم و طلوع را می توانم سرخ و گریان سازم اما گاهی عجیب دلم برای طلوع تنگ می شود آسمان گفت : اگرچه آبی و نیلگونم و درخشان از ماه و ستارگانم اما گاهی دلم برای زمین تنگ می شود وغم دوریه زمین مرا بارانی می کند خورشید گفت : گرچه گرم و خیره کننده ست روشنایی ام و تمام زیبایی ماه از من است اما حسرت نوازش مهتاب آزارم می دهد و روزی نیست که دلتنگش نشوم دریا گفت : اگرچه زلال و پاکم و امواجم مدام بر تن سخره ها مشت می کوبند ولی هیچ گاه لبان خروشانم برای گرفتن بوسه ای حتی سرد به لب سخره ها نمی رسند و غم دوری ساحل دلم را عجیب تنگ می سازد در این لحظه ماه رو به من کرد و گفت : تو نیز بگو کیستی و برای چه دلت تنگ است !! گفتم اگرچه جوانم و دلم از جوانی سوخته و گشته سپید گیسوانم اما گاهی دلم برای جوانی تنگ می شود من یک نفس عمیق بر درک جوانی ام . . . ***وحید***v.s***

1391/02/29 - 15:06
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)