دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حج ( دست نویس یکی از دوستامه ! مال چند سال پیششه .. )

1389/07/13 - 12:53 در دل درد
1 ديدگاه
پسرک

اگر یک روز اصالتهای آب و اجدادی را ببرم از یاد ، و خیانت کنم به بانوی قلبم و عروسی کنم ، هیچوقت حج نمی روم ، اصلا من از حج متنفرم ...

آن روزها من همیشه می گفتم وقتی عروسی کردیم می رویم سواحل بوستون ، تو دراز می کشی لب دریا و من هم یک آجر برمی دارم مثل ترک های آذری هر کس آمد نزدیکت شود می زنم کله اش را می شکنم

اما او می گفت نع ، وقتی عروسی کردیم باید برویم حج...

گفتم : برویم حج که چی بشود؟ بعد از این همه انتظار برای محرم شدن برویم حج که نامحرم بشویم؟

لبخند می زد به تلخی سمی ترین شکوفه ی دنیا...

می گفتم : باشه عزیزم ، هر جا که تو بخوای می ریم ، اصلا تو بگو برویم مسجد جمکران ، باور کن من می آیم .

اما حالا بعد از به درک رفتن همه ی رویاها وقتی عروسی کردم بروم حج که چه؟ بروم بگویم آهای خدایا نگاه کن زن من را دادی به مردم ، من رفتم یک زن دیگر گرفتم؟

اگر می رفتیم حج دستش را می گرفتم می گفتم نترس عزیزم ما اینجا هم با هم محریم ، نگاه کن آن مکعب مشکی را ، می گویند خدایی که ما را به هم رساند آنجاست...



...حالا مانده ام حیران ، کجاست خدایی که ما را به هم نرساند؟؟؟؟!





پی نوشت :

پیش تر از سال پیش بود که اینها را نوشتم ، حال خداوندا مرا ببخش برای نوشتن این چرندیات مثلا عاشقانه ، تو به من اقتدار بده تا تنها صاحب قلبم باشی ، و درباب حج ، اگر روزی یک مشت پول هنگفت دادی ، آنقدر که من ندانم چطور خرجش کنم حتما یک سفر حج هم می آیم ! ببخشید می روم .

15 سال و 11 ماه و 15 روز و 4 ساعت و 35 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)