دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سرمو میگیرمو توو دستام ! انگوشتامو میکشم رو پیشونیم حسشون نمی کنم ... خیلی درد می کنه .. چشمامو میبندمو به تاریکی فک می کنم ...

1389/07/23 - 10:05
18 ديدگاه
پسرک

به صدای نفسام فک میکنم ... به این نور کمی که اتاقمو روشن میکنه .. چشامو باز می کنمو به پنجره نگاه می کنم .. گاهی نور ضعیف یه ماشین اتاقمو روشن میکنه و باز دوباره همه جا تاریک میشه ...

15 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 54 دقيقه قبل
پسرک

دستمو میبرم لای موهام ... صدای رد شدن یه عابر میاد .. وای خدا پائیزه .. دستمو میبرم لای موهام .. تکیه میدم به دیوار چشمامو می بندم .. به صدای قلبم گوش میدم ...

15 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 53 دقيقه قبل
پسرک

عابر از کنار پنجرم رد شده ... صدای پاش توی گوشمگم شده ... با شدت هوارو میکشم توو ریه هام ..سینه ام درد میگره.. یکم نفسمو حبس میکنم ... آروم هوارو میدم بیرون ...

15 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 53 دقيقه قبل
پسرک

یکم از سرما میلرزم ... 2تا انگشتمو میکشم رو پیشنیم که درد میکنه .. میرم به اون روز سرد زمستونی ...

15 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 53 دقيقه قبل
پسرک

کنار در وایساده بودم ... 20سانتی برف رو زمین بود .. اینقدر گرمم بود که که یه تی شرت سرمه ایی تنم بود ..

15 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 53 دقيقه قبل
پسرک

صدای قرچ قرچ راه رفتنم تو برفارو میشنیدم .. هر بار جای پامو محکم تر میکردم .. برفارو با قدرت بیشتری له میکردم ... با حرص بیشتری ..

15 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 52 دقيقه قبل
پسرک

توو اتاقمم ... هنوز پیشونیم دردمیکنه ... چشممو باز می کنم ... آروم نفس می کشم ... یکم خواب نشسته توو چشمام .. سرم داره گیج میره ... آب دهنمو به سختی قورت میدم .. با عذاب از گلوم میره پائین ..

15 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 52 دقيقه قبل
پسرک

پاهام جم می کنم توو بقلم .. دستمو حلقه می کنم دوره پاهام .. سرمو میذارم بین زانوهام .. یکم گرمه صورتمو فشار میدم به پاهام .. چشمامو فشار میدم درد سرم بیشتر میشه ...

15 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 52 دقيقه قبل
پسرک

سرمو میکشم بالا .. یه درد عجیبی میاد تووو سرم .. یه آی خفیف میکشم .. سخت باش مرد .. جا نزن .. سر درد برای تو چیزی نیست ... فشار نفس هام بیشتر شده ... حس گیجی میاد توو سرم ...

15 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 52 دقيقه قبل
پسرک

یه ماشین با سرعت سر سام آوری از کنار پنجره رد میشه .. صداش مثل پتک میخوره به مغزم .. با دوتادستم سرمو میگیرم .. می خوام فریاد بکشم از درد .. دندونامو روو هم فشار میدم ...

15 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 51 دقيقه قبل
پسرک

سرعت نبضم بالا رفته خون خودشو میکوبه به دیواره ی رگ هام .. آه .. یعنی دارم میمیرم ؟... دستمو با فشار می کشم پشت گردنم .. آه .. عمیق نفس می کشم .. دووم بیار پسر ...

15 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 51 دقيقه قبل
پسرک

خواب به من چیره شده .. چشامو باز میکنم .. از درد و از بی خوابی میسوزه ... آروم سرمو میذارم روو بالشم .. به اتفاقی امروز فک می کنم ... کار خوبی نکردم ...

15 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 51 دقيقه قبل
پسرک

پتورو می کشم روو بدن یخ زدم ..سرم هنوز داره از درد نبض می زنه ... سرمو میکنم زیر بالش .. بالش رو فشار میدم رو سرم .. آه اینجوری بهتره .. چشام خود به خود بسته شدن ...

15 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 51 دقيقه قبل
پسرک

حسابی خوابم میاد ... دستامو میارم کنار پهلو هام .. مثل مرده ها خودمو شل می کنم .. به یه پر کاه فک می کنم.. به سبُکی .. حس لذت بخشیه ... خونی که توو رگام جریان داره رو حس می کنم ...

15 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 50 دقيقه قبل
پسرک

نفس هام خود به خود آروم میشه .. همه چیز سیاهه ...

15 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 50 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)