دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پیام فرستاد که: به چه مي خندي تو؟ به مفهوم غم انگيز جدايي؟ به چه چيز؟ به شکست دل من يا به پيروزي خويش؟ به چه مي خندي تو؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟ يا به افسونگري چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟ به چه مي خندي تو؟ به دل ساده من مي خندي که دگر تا به ابد نيز به فکر خود نيست؟ خنده دار است، بخند...!

1389/05/30 - 22:08 در تنهایی من
1 ديدگاه
علیرضا

با سوز دل نوشتم....:

به چيز خندانم؟!
به چه مي خندم من؟!
من به دنياي عجيبي که در آن پروانه، ترس يک شمع دارد...
من بر آن ويران سرا که چشم افسون حکم محکوم دارد و جزايش اين است که به افسانه رود يا که افسانه شود...
قصه عشق فقط حرف و حديثش مانده، گرنه ديوانه بدانند چو فرهاد شوي ...
به چه مي خندم من؟!
من به خود مي خندم...
من در درون چشمانت به خود مي خندم...!!!

16 سال و 1 ماه و 2 روز و 22 ساعت و 9 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)