violet
تو دیگر خوب نخواهی شد تا آخر عمر درگیر من خواهی بود و تظاهر می کنی که نیستی مقایسه تو را از پا در خواهد آورد "من" می دانم به کجای قلبت شلیک کرده ام "تو" دیگر خوب نخواهی شد!
violet
رسیده ام به حس برگی که می داند ، باد از هر طرف که بیاید سرانجامش افتادن است
violet
یــِہ عـُـمـْـر سـُـکـــ ـوت کــَـردَمـ . . . בَر مـُـقابــِـل בادُ بےבاב ِ روز ِگـــ ار هـَـر چے گــُـفت گــُـفتــَـمـ چـَـشمـ ! حالــ ـآ نـوُبـَـت مـَـنـِـہ سـَـر ِش בاב بــِـکـِـشـَـمـ غــُـر بــِـزَنــَم هـــِــے روز ِگــــ ــآر ؟! مے خوامـ خـِـرخـِـرَتـُـ بــِـجوُاَم !!
violet
هنوز هم ، حوالی خواب های شبانه ام پرسه میزنی لعنتی !! دیر وقت است ، آرام بگـــــــیر بُگذار یک امشب را آسوده بخوابم……
violet
از آجیل سفره عید، چند پسته ی لال مانده است! آنها که لب گشودند، خورده شدند! آنها که لال ماندند، میشکنند! دندانساز راست میگفت: پسته ی لال سکوتش دندان شکن است... حسین پناهی
violet
خسته شدم...
نه حال و حوصــله ی خواندن دارم
و نه حوصله ی نوشتن (!)
دلتنگی نه دیگـــر با خواندن کم می شود و نه با نوشتن...
من دلم لمس آغوشــت را می خواهد...!
violet
برای با او و اوووهــ ـــا بودن چه بی طاقتی اول من را تمام کن . . !
violet
عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب حالا هزار شب پشیمانم که چرا یک شب عاشق نبوده ام...
violet
روزگار نبودنت را برایم دیکته میکند... و نمره ی من باز میشود صفر... هیچوقت نبودنت را یاد نخواهم گرفت...
violet
یـ ـهـ جـآیـ ـی هَسـ ـت کِـهـ بآیـ َـد دَسـ ـتشـو بکشـ ـی.... نگَهــش دآری... صـورَتشـ ـو مــیون دَستاتــ مُحـکَـ ـم بگیــری تو چشاش زُلْ بـزَنـ ـی و بگـ ـی...بـبیـن مَنْ دوسـتْ دآرَمـ .... نرو...
violet
چه دنیای ساکتی...!!!!! دیگر صدای تپش قلبها غوغا نمیکند... بی گمان همه شکسته اند...
violet
آدم است دیگر احمق است گاهی دلش تنگ می شود حتی برای اینکه نیمه شب یواشکی شماره ات را بگیرد و بشنود: مشترک مورد نظر شما در حال مکالمه با مشترك مورد نظر خودش است!! آدم است دیگر احمق است دلش تنگ می شود...!! .
violet
فریاد را همه می شنوند، اگر سکوتم را فهمیدی هنر کردی...