یاس محمدی
نتيجه زندگي چيزي هايی نيست كه جمع مي كنيم قلب هايي است كه جذب مي كنيم.
یاس محمدی
صداي كردار از گفتار طنين انداز تر است...
یاس محمدی
امام كاظم عليه السلام : خسارت ديده و ورشكسته كسى است كه عُمْر خود را هر چند به مقدار يك ساعت هم كه باشد بيهوده تلف كرده باشد.
یاس محمدی
ارسال پيامک بدون متن به شماره 30000008 براي ثبت نام در اعتکاف مسجد گوهرشاد. رفتین التماس دعا
یاس محمدی
سلام عزیزلر . گئجز خیر. یورولمیاسیز.
یاس محمدی
دوستان شبتون بخیر. ما دیگه رفع زحمت کنیم. التماس دعا
یاس محمدی
روزي مردي، عقربي را ديد که درون آب دست و پا مي زند. او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد، اما عقرب انگشت او را نيش زد. مرد باز هم سعي کرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد، اما عقرب بار ديگر او را نيش زد. رهگذري او را ديد و پرسيد: "براي چه عقربي را که نيش مي زند، نجات مي دهي؟" مرد پاسخ داد: "اين طبيعت عقرب است که نيش بزند ولي طبيعت من اين است که عشق بورزم." چرا بايد مانع عشق ورزيدن شوم فقط به اين دليل که عقرب طبيعتا نيش مي زند؟ عشق ورزي را متوقف نساز. لطف و مهرباني خود را دريغ نکن، حتي اگر ديگران تو را بيازارند.
یاس محمدی
شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد ، خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند ، اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين ان مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش کوفته شده است . دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد ، وقتي ميخ را بررسي کرد تعجب کرد اين ميخ ده سال پيش هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود !!! چه اتفاقي افتاده ؟ مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مونده !!! در يک قسمت تاريک بدون حرکت . چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است. متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد. تو اين مدت چکار مي کرده ؟ چگونه و چي مي خورده ؟همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر با غذايي در دهانش ظاهر شد !!! مرد شديدا منقلب شد . ده سال مراقبت ، چه عشقي ! چه عشق قشنگي !!! اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشق به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حدي مي توانيم عاشق شويم اگر سعي کنيم.
یاس محمدی
تصور کنيد بانکي داريد که در آن هر روز صبح ????? تومان به حساب شما واريز ميشود و تا آخر شب فرصت داريد تا همه پولها را خرج کنيد. چون آخر وقت حساب خود به خود خالي ميشود. در اين صورت شما چه خواهيد کرد؟ هر کدام از ما يک چنين بانکي داريم: بانک زمان. هر روز صبح، در بانک زمان شما ????? ثانيه اعتبار ريخته ميشود و آخر شب اين اعتبار به پايان ميرسد. هيچ برگشتي نيست و هيچ مقداري از اين زمان به فردا اضافه نميشود. هر لحظه گنج بزرگي است، گنجتان را مفت از دست ندهيد، باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچکس منتظر نميماند. ديروز به تاريخ پيوست. فردا معما است. و امروز هديه است.
یاس محمدی
مرد مسني به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. در حالي که مسافران در صندلي هاي خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد. به محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هيجان شد. دستش را از پنجره بيرون برد و در حالي که هواي در حال حرکت را با لذت لمس مي کرد فرياد زد: "پدر نگاه کن درخت ها حرکت مي کنند." مرد مسن با لبخندي هيجان پسرش را تحسين کرد. کنار مرد جوان، زوج جواني نشسته بودند که حرف هاي پدر و پسر را مي شنيدند و از حرکات پسر جوان که مانند يک بچه 5 ساله رفتار مي کرد، متعجب شده بودند.ناگهان پسر دوباره فرياد زد: " پدر نگاه کن درياچه، حيوانات و ابرها با قطار حرکت مي کنند." زوج جوان پسر را با دلسوزي نگاه مي کردند. باران شروع شد چند قطره روي دست مرد جوان چکيد. او با لذت آن را لمس کرد و چشم هايش را بست و دوباره فرياد زد:" پدر نگاه کن باران مي بارد، آب روي من چکيد." زوج جوان ديگر طاقت نياوردند و از مرد مسن پرسيدند: "چرا شما براي مداواي پسرتان به پزشک مراجعه نمي کنيد؟!" مرد مسن گفت:ما همين الان از بيمارستان بر مي گرديم. امروز پسر من براي اولين بار در زندگي
یاس محمدی
يه دستشو لاک آبي پررنگ زده يکي رو اصلن لاک نزده، ميپرسم جديده؟ ميگه نه، با اين دست کارت دانشجوييم رو ميدم دست حراست. )))
یاس محمدی
اولين هديه خداوند به انسان نفس است و آخرين چيزي که از او ميگيرد، همين نفس است.
یاس محمدی
مي دانيد اولين جمله اي که ما دراول دبستان ياد مي گيريم چيه؟ . . . . بابا آب داد بابا نان داد .مي دانيد اولين جمله اي که انگليسها در اول دبستان ياد مي گيرند چيه؟ . . . من مي توانم بخوانم و بنويسم . . . مي دانيد اولين جمله اي که ژاپنيها در اول دبستان ياد مي گيرند چيه؟ . . . من مي توانم بدوم ... و اين است که ما هميشه چشممون دنبال دست پدر است کار از ريشه خراب استمبين:مي دانيد اولين جمله اي که ما دراول دبستان ياد مي گيريم چيه؟ . . . . بابا آب داد بابا نان داد مي دانيد اولين جمله اي که انگليسها در اول دبستان ياد مي گيرند چيه؟ . . . من مي توانم بخوانم و بنويسم . . . مي دانيد اولين جمله اي که ژاپنيها در اول دبستان ياد مي گيرند چيه؟ . . . من مي توانم بدوم و اين است که ما هميشه چشممون دنبال دست پدر است کار از ريشه خراب است
یاس محمدی
از تصادف جان سالم به در برده بود و مي گفت زندگي اش را مديون ماشين مدل بالايش است و خــــــــــــــــــــــــدا همچنان لبخند ميزد. . .
یاس محمدی
ميزي براي کار ، کاري براي تخت ، تختي براي خواب ، خوابي براي جان ، جاني براي مرگ ، مرگي براي ياد ، يادي براي سنگ ، اين بود زندگي ... مرحوم حسين پناهي