یاس محمدی
روزي حضرت موسي از محلي رد ميشد. چشمش به حشره اي افتاد که خيلي نادر و عجيب مينمود. هميشه برايش سئوال بود که خدا براي چه اين حشره را آفريده. آن روز ديگر تاب نياورد و از خدا پرسيد. خدايا در هر چه تو آفريدي حکمتيست. اما هر چه مي انديشم حکمت اين موجود را در نمي يابم. خدا خنديد و گفت: موسي تو خيلي صبر داشتي، چون اين حشره تا حالا سه بار از من پرسيده چرا اين موسي را آفريدي. ( بدونيم هر چه دور ما اتفاق ميوفته حتما حکمتي داشته، و اگر ما متوجه اش نيستيم، پاي بي حکمتي خالقش نگذاريم)
یاس محمدی
هنگام دلتنگي يه وقت نگي اي خدا؛ من يه مشکل بزرگ دارم، بگو اي مشکل ؛من يه خداي بزرگ دارم.
یاس محمدی
عصر يك جمعه دلگير، دلم گفت: بگويم، بنويسم، كه چرا عشق به انسان نرسيدست... چرا آب به انسان نرسيدست، و هنوزم كه هنوز است، غم عشق به پايان نرسيدست، بگو حافظ دلخسته ز شيراز بيايد، بنويسد كه هنوزم كه هنوز است، چرا يوسف گمگشته به كنعان نرسيدست و چرا كلبه احزان به گلستان نرسيدست، عصر اين جمعه دلگير، وجود تو كنار دل هر بيدل آشفته شود حس، كجايي گل نرگس؟ این بقیه الله..
یاس محمدی
نفس پنجره تنگ است از اين پرده ي ترديد که آويخته از سقف سکوت من باور دارم پشت هر پنجره اي مژده اي پنهان است. گرد شب را بتکان از در و ديوار هراس پيش از آغاز سحر ، نيت کن و به شور آمده ، بگشاي کتاب غزل پنجره را. دور دستي که به دنبالش بودي همه عمر در همين نزديکي کوره ي روح تو را شعله ور خواهد کرد. من باور دارم مژده اي پنهان است.
یاس محمدی
به کجا باید رفت؟.....ز که باید پرسید؟!!! واژه عشق و پرستیدن چیست؟ جان اگر هست چرا در من ...نیست؟ من که خود میدانم ..راه من راه فناست.. قصه عشق فقط یک رویاست.... اه ای راه سکوت... اه ای ظلمت شب.... من همان گمشده این خاکم... به خدا عاشق قلبی پاکم ...
یاس محمدی
وقتي کوچکي دستاني هستند که اشکهايت را پاک کنند وقتي بزرگ مي شوي بايد دستي باشي که اشکي را پاک کني و خنده اي بر لبي بنشاني ... و اين چه زيباست ... شايد به قيمت گريستن خودت ...
یاس محمدی
استشمام عطر خوشبوي رمضان از پنجره ملکوتي شعبان گواراي وجود پاکتان .. . . ماه رمضان آمد، آن بند دهان آمد / زد بر دهن بسته تا لذت لب بيند... آمد قدح روزه، بشکست قدح ها را / تا منکر اين عشرت بي باده طرب بيند . . التماس دعا
یاس محمدی
ز کودکي دلم شده اسير و مبتلاي تو* خدا کند که جان دهم به ياد کربلاي تو* السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین(ع)
یاس محمدی
امام صادق(ع) به يکي از يارانشون فرمودند : « با زباني که گناه نکرده ايد ، دعا کنيد تا دعايتان مستجاب شود . راوي پرسيد : چگونه ؟ (من که با زبانم خيلي گناه کردم و زبان بي گناه ندارم) امام(ع) فرمودند : تو با زبان برادرت گناه نکرده اي و او نيز با زبان تو گناه نکرده است ، پس تو براي برادرت دعا کن و او نيز براي تو . که بي شک دعايتان در مورد يکديگر مستجاب خواهد شد.
یاس محمدی
اگر ذهن خالي، مثل شکم خالي سر و صدا مي کرد، انسان ها هميشه به دنبال دانش بودند!