yaser-j62
ساز من ساز من آهسته ناله کن آهسته ساز من تا با خبر نشود رهگذر بی خبر از راز من... از راز من...
yaser-j62
رخ گلگون دلدارم کبوده کبود اینسان؟ صدا هرگز نبوده کنون کو رفته میدانستم ایکاش که قبل از مرگ یادش با که بوده؟
yaser-j62
هرچندکه ازآینه بیرنگ تراست ازخاطر غنچه ها دلم تنگ تر است بشکن دل بینوای ما را ای عشق این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است