yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
کاش این روزام همش یه کابوس بود ...
yedokhtare 웃
صبوریم کمه .... بیقراریم زیاده ....
yedokhtare 웃
میدانید يــــاد گـــرفتــــمـــ ... که عشق با تمام عظمتش دو سه ماه بيشتر زنــده نيستــــ ... يــاد گرفتـــم کــه عشــق يعنــي فاصــله و فاصــله يعنــي دو خط موازي که هيچگاه به هم نمي رسند...و ياد گرفتـــم که هر چــه عا شــق تــري ، تنهــــــــاتـــریــــــ
yedokhtare 웃
از امشب بعد از من هر کسی تو را در آغوش بگیرد دور کمرت دستانی را احساس خواهد کرد که من جا گذاشته ام ....
yedokhtare 웃
بخدا بـزرگـترین " نامـــَــردی " آن است که به اصطلاح مـَـردی ، شعله ی عشق را درون یک " زن " روشن کند ؛ بدون آنکه قصد دوست داشتن او را برای هـمیـشه داشته باشد ...