yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
صبر کن!!! برگرد… چمدان هایمان اشتباه شده… دلم را به جای خاطراتت برده ای.....
yedokhtare 웃
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺑﻄﯽ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ! ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻫﻨﻮﺯ
yedokhtare 웃
حسرتش به دلم مونده،که یکبار نمازی قسمتم بشه ،بدون یادی از دنیا ؛ پر از یاد خدا !دلم به دو رکعتش هم راضیست ...
yedokhtare 웃
نگاه کن ببین حال من چه قدر نا خوشه جدایی چه آسون من رو میشکه
yedokhtare 웃
دیگه به آینه ها هم اعتماد ندارم؛ کلاهی که سرم گذاشتی رو نشون نمیدن
yedokhtare 웃
رفت و آمد ، رفت و آمد ، اینقدر رفت و آمد که از یاد برد ، چیزی به نام ماندن هم وجود دارد
yedokhtare 웃
هنوز دلخوشم به “خدانگهدارت” اگر نمى خواستى برگردى اصرارى نبود که خدا مرا نگه دارد...
yedokhtare 웃
می گویند بخشش از بزرگان است... من بخشیدم و هیچـــکس بهم نگفت چقدر بزرگ شـــــدی همه گفتند بلد نبـــودی حقتـو پس بگیـــری
yedokhtare 웃
خواستن همیشه توانستن نیست … گاهی فقط داغ بزرگی است که تا ابد بر دلت می ماند …
yedokhtare 웃
سلامتی اونایی که خیلی تنهان.......... نه که نمیتونند با کسی باشند!!! فقط دلشون نمیخواد با هرکسی باشند... فقط با عشقشون!!!
yedokhtare 웃
گـاهـی بـه تـمـامـی دارایـیـت حـسـودی میـکـنـم بـه تـخـت خـوابـت . . . بـه بـالـشـتـی کـه در آغـوش مـیـگـیـری . . . گـوشـی مـوبـایـل هـمـیـشـه هـمـراهـت . . . سوییچ ماشینت.... من......حسودم
yedokhtare 웃
اَز دَرد های کوچَک اَست کِه آدَم می نالَد ...........وَقتی ضَربه سَهمگین باشَد ، لال می شَوی….
yedokhtare 웃
خـــــــــواسـتـنـد از عـشـق … آغــــــــــوش و بـوسـه را حـذف کـنـنـد … عـشـق … ! از آغـوش و بـوســـه حـذف شـد … !!!