دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

yones

بیدلی در همه احوال خدا با او بود او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد درباره »
yones
مرد
امتیاز: 70.2

دنبال‌شدگان

(65 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(56 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

yones
yones

نشده يه بار اين جعبه ي دستمال كاغذي رو باز كنیم، بَرگِ اوَلِش درست مثل بچه آدم بياد بيرون ؟!

این ارسال را بازنشر کرده است.
yones
yones

پسرک جلوی خانومی را میگیرد و با التماس میگوید : خانم ! تو رو خدا یه شاخه گل بخری...د زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه پسرك را روي كفش هايش حس كرد چه كفش هاي قشنگي داريد ! زن لبخندي زد و گفت:برادرم برايم خريده است دوست داشتي جاي من بودي؟؟ پسرك بي هيچ درنگي محكم گفت : نه ولي دوست داشتم جاي برادرت بودم ! تا من هم براي خواهرم كفش مي خريدم....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
yones
only_in_14.jpg yones

ندیدم ولی زیاد شنیدم از هنرنمائیهای هموطنان در مسافرتهای خارج از کشور خوب شد ؟ همین لازم بود ؟

yones
securedownload.jpeg yones

هی وای من !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
yones
yones

اگه شبا خوابتون نمیبره ، نگران نباشید از فقر و بیکاری و گرانی نیست ؛ شما دچار "بیداری اسلامی" شده اید.!!

yones
yones

چهار سخني كه زاهد را تكان داد زاهدي گويد: جواب چهار نفر مرا سخت تكان داد . اول مرد فاسدي از كنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع كردم تا به او نخورد . او گفت اي شيخ خدا ميداند كه فردا حال ما چه خواهد بود! دوم مستي ديدم كه ... افتان و خيزان راه ميرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نيفتي . گفت تو با اين همه ادعا قدم ثابت كرده اي؟ سوم كودكي ديدم كه چراغي در دست داشت گفتم اين روشنايي را از كجا اورده اي كودك چراغ را فوت كرد و ان را خاموش ساخت و گفت:تو كه شيخ شهري بگو كه اين روشنايي كجا رفت؟ چهارم زني بسيار زيبا كه درحال خشم از شوهرش شكايت ميكرد . گفتم اول رويت را بپوشان بعد با من حرف بزن گفت من كه غرق خواهش دنيا هستم چنان از خود بيخود شده ام كه از خود خبرم نيست تو چگونه غرق محبت خالقي كه از نگاهي بيم داري؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
yones
yones

دقت کردین: وقتی می خوای به 2تا دختر که یکیش خوشگله تیکه بندازی, اونی که زشته جوابت رو می ده ؟؟! دقت کردین: تو تاکسی کرایه ماشین آقایون همیشه توی اون جیبیه که کنار یه خانومه!؟ دقت کردین: اگه بچه ها لیوان بشکنن : ای دست و پا چلفتی ... -اگه مامانه بشکنتش : قضا بلا بود -اگه باباهه بشکنتش : این لیوان اینجا چیکار میکنه...!! دقت کردین: شبای عروسی تا دهنت پر میشه دوربین میاد روت. !? دقت کردین: 3 ساعت تو اتاق میشینی درس میخونی هیچکس نمیگه خسته نباشی ولی 1 ثانیه موبایلت رو بر میداری ببینی کی sms داده بابات میاد میگه : خسته نباشی!!!! دقت کردین: انسان درختان را قطع می کند و با آن کاغذ می سازد و روی کاغذ می نویسد درختان را قطع نکنید.. دقت کردین: جعبه پیتزا مربعی شکله ولی توش دایره ست، ما هم مثلثی میخوریمش؟!!!! دقت کردین: وقتی حوصله ات سر میره اولین جایی که میری سر یخچاله!!!!!!؟؟؟ من که شخصا اینجوریم. دقت کردین: یک روز که یه لباس تمیز و سفید می پوشی همه ی دنیا دست به دست هم میدن کثیفش کنن اما وقتی یه لباس معمولی پوشیدی هیچ اتفاقی برات نمی افته

yones
yones

وقتی جوراب پاته، حتما دمپایی دستشویی خیسه! *اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافی یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه میفهمن! *موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دقیقه میشینی چش تو چش تلویزیون هیچ اتفاقی نمی افته، یه دقیقه میری دستشویی، میای میبینی بازی 2-2 تموم شده! *هرچقدر هم دلیل منطقی واسه خرید یه چیز داشته باشی، همیشه یکی اون نزدیکی ها هست که بگه سرت کلاه گذاشتن عجیب! *وقتی پیاده باشی تاکسی گیرت نمی آد، اما وقتی با ماشین باشی توی ترافیکی از تاکسی ها گیر می کنی. *هروقت گرسنه میای خونه، اون شب اتفاقی غذا ندارین. اما یه شب که بیرون غذا می خوری وقتی میای خونه می بینی غذای مورد علاقت رو درست کردن. *تو یه ظرف آجیل اولین چیزی که می خوری یه بادوم تلخه. *موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه. دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی. *سر جلسه به دوستت که هیچی نخونده کل سوال ها رو برسونی و برگه هاتون با هم مو نزنه، نمره اون بیشتر می شه. این از قوانین ثابت مورفی هستش، شک نکن!

yones
yones

شوهر نازي چند ماه بود که در بيمارستان بسترى بود. بيشتر وقت‌ها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مى‌کرد و کمى هوشيار مى‌شد. امّا در تمام اين مدّت، نازي هر روز در کنار بسترش بود. يک روز که او دوباره هوشياريش را به دست آورد از نازي خواست که نزديک‌تر بيايد. نازي صندليش را به تخت چسباند و گوشش را نزديک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود. شوهر نازي که صدايش بسيار ضعيف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت: «تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بوده‌اى. وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى. وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى. وقتى خانه‌مان را از دست داديم، باز هم تو پيشم بودى. الان هم که سلامتيم به خطر افتاده باز تو هميشه در کنارم هستى. و مى‌دونى چى مي‌خوام بگم؟» نازي در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت: «چى مى‌خواى بگى عزيزم؟» شوهر نازي گفت: «فکر مى‌کنم وجود تو براى من بدشانسى مياره!»

yones
yones

دلنوشته ی دختر ایرانی: از کلاس اول خواندم آن مرد آمد آن مرد با اسب آمد ما که ترشیدیم مرتیکه با خر هم نیامد باز هم بابا نان داد

yones
yones

بچه هندونه خور !!! تا این حدشو ندیده بودیم [لينک]

yones
yones

آقا به خدا ایشون خواهر من هستند ... - من پلیس راهنماییم، کمیته نیستم که ، اگه ایشون مادرتون هم باشن، بازم دلیل نمیشه دو نفری باهم پشت فرمون بشینین..!

yones
ویژه-امتحانات.jpg yones

inam dars khondane ma!!!

yones
yones

صحنه برنده شدن فیلم جدایی نادر از سیمین و دریافت جایزه از مدونا با زیرنویس پارسی