یه پسر شادیه پسر غم گین یه پسرعاشق یه پسردل شکسته یه پسر علاف یه پسر بیکار یه پسر احمق یه پسر چش چرون یه پسر بد اخلاق یه پسر درس خون یه پسرگیج.....ادامه دارد
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود . عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ، تا فردا بود ... !
سلام
14 سال و 2 ماه و 14 روز و 5 ساعت و 16 دقيقه قبلسلام محمد
14 سال و 2 ماه و 14 روز و 1 ساعت و 18 دقيقه قبل