يادته يه روزي بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکونه يه نامردي اشکاتو ببينه وبهت بخنده . گفتم: اگه بارون نباره چي ؟ برگشتي و گفتي : اگه چشمهاي تو بباره اسمون هم گريش ميگيره . گفتم : يه خواهش ازت دارم وقتي که چشمهاي من ميخواد بباره ميشه تنهام نذاري ؟ گفتي : به چشم .................. اما حالا دارم گريه ميکنم ولي اسمون نميباره تو هم اون دور وايسادي و بهم ميخندي . @°◦ ღ ᔕᗩᖇᗩ ღ ◦°