❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
================================ اینجـــا بـﮧ مـَرز بـے تـَفاوُتـے هـا رسیـבه ام בلـَــم را בیگــر هیـــچ نمـے لرزانــב!! בر مـَـטּ دلهـُــره…. בر مـَـטּ تـــرس…. בر مـَـטּ "احســآس مُــرבه است" !! ایـטּ روزهـآ بــے خـیـآل خیـالـَم شـُבه ام مـُنتظرَم בنــیـا تـَمـام شـَوב...!! ================================
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
دست هایت را ببین! دلم را ریخته ام کف دست هات و قرار است همین زمستان دوباره سامان بگیرد هوس بوسه هایی که به هم بدهکاریم اگر بگذاری...
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
======================== گاهـــی … میان وسعــــــــت دستان خالیـــم حس می کنــم … تمــــــــام دار و ندارم نگـاه توســـت….! ========================
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
بعضی چیزها را " باید " بنویسم....... نه برای اینكه همه " بخونن "و بگن " عالیه " برای اینكه " خفه نشم " همین......!!!
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•
حـآلـآ مـن هـزآر بـآر ِ دیــ ـــگـر هـم
" یآ مـُـقـَـلـِـب الـقــُـلــوب ِ و الـاَبـصـآر " بــخوآنــم
وقـتـی تـــدبـیـر مـن ،
لـیـل و نـهـآر رآ بـی تـو گـــُــــذرآنـدن سـت ...
هـیـــــچ ســــآلی نـــُـ ــــو نــَــخـوآهـد شــد ../.
:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•:•
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
اگـه یــه روز تـکـیه گـاه شـدی ! مـواظــب بــــاش کـه آوار نـشی ؛ روی سر کـسی کـه ، اعتــماد کــرده بــه آغـوشــت ... !!!
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
بآورتـــ بِشَود یآ نـﮧ روزﮮ مـﮯ رسُد کـﮧ دِلَتــ برآﮮ هیچ کَس؛ بـﮧ اَندآزه ﮮ مَـטּ تَنگــ نَـפֿوآهَد شُد برآی نِگآه کَردَنمـــ כֿـَندیدنمـــ اَذیتـــ کردَنمــــ برآی تَمآم لَحظآتـﮯ کـﮧ دَر کـ ـنارَم دآشتی روزﮮ خوآهد رسید کـﮧ در حَسرَت تِکرآر دوبآره مَـטּ خوآهـﮯ بود می دآنم روزﮮ کـﮧ نبآشَم "هیچکَس تکرآر مـטּ نخوآهد شُد"
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
"دُنـیـایـــِ مـَجـازیــــ" شـلـوغ تـریـنــ سـرزمـیـنِ تـنـهـایـی استـــ...
بـا هـمـه کَســـ هستـی و
بـا هیــچــ کـَســـ نـیـسـتـیـــ !!!
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
بدترین شکنجه آن است که دیگر نتوانی ...........................................................دوست بداری ...
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
چه جنگی راه افتاده بین دل و غرور…! دل تو را میخواهد و مدام میگوید به دنبالت بیایم… و غرور پاهایم را بسته… تو نترس…! جایت امن است…. قربانی این جنگ منم
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
شاید برایت عجیبست این همه آرامش ام !
خودمانی بگویم ؛
به آخر که برسی دیگر فقط نگاه میکنی ...
و این آخر قصه من است....
دل من میدونم داری دیوونه میشی اما باز بیخیالش.....
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
روباهی با موبایلش کلنجار می رفت. زاغه از بالای درخت گفت: اگه پایین آنتن نمی ده بده بالا برات بگیرم. روباه موبایل رو داد. زاغ گفت: این عوض قالب پنیر کلاس سوم ابتدایی ...!
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
بند دلم را به کفش هایت گره زده بودم که هرجا رفتی دلم را با خود ببری غافل از اینکه تو پابرهنه میروی و بی خبر
سلام
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 8 دقيقه قبلسلام دوست عزیز
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 20 ساعت و 56 دقيقه قبل