Mahyar
به همون اندازه که ماهى دوست نداره برسه به خشکى دوست دارم . . .
Mahyar
حضورت در قلبم مثل نفس کشدن است آرام...بیصدا...اما همیشه
Mahyar
کاش بودم تک درختی در میان قلب تو تا وجودم میوه میداد از محبتهای تو
Mahyar
انسان نادان در دور دستها به دنبال شادی می گردد، اما انسان دانا آن را در زیر پاهای خود پرورش می دهد
Mahyar
خدایا آخرش نفهمیدم اینجایی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من؟!
Mahyar
تا کی دوریت رو تحمل کنم...