milad
من همین که اول صبح سر کار به هم سلام میکردیم...
milad
بعضی وقتا یه جوری بیرون رفتنمو تنظیم میکردم که دور و بر ساعت 6 مترو از ایستگاه دروازه دولت بگذره که شاید اونم برگشتنی از سر کار سوار همین مترو بشه و من سلام کنم و صندلیمو بهش ببخشم...
milad
اعتراف میکنم اون دوتا خرمایی که موقع افطار بهمون میدن یا اون یه دونه بامیه با شیر که از برکت حضور امیر توی پادگان سر سفره بهمون دادن خیلی بیشتر از این همه غذاهای خوشمزه و شیرینی و میوه ای که تو خونه هست، بهم میچسبه
milad
اما سربازی با همه اون کارای تکراری و مسخره بازم خیلی حال میده وقتی...
milad
هر روز ساعت 2.5 صُب بیدارت کنن
milad
یکی از مزیت های سربازی بویژه دوره آموزشی اینه که سحر خیز میشی...البته راستشو بخواین عادتت میدن
milad
کاش میشد توی جوانمردی به گرد پای علی برسم...همون قدر هم واسم کافیه
milad
من تنها از یک چیز هراس دارم و آن اینست که شایسته رنجهایم نباشم...
milad
رنج وقتی معنایی یافت،معنایی چون فداکاری. دیگر آزاری نمیرساند
milad
انسان همان موجودیست که تنوره آدم سوزی آشویتز را ساخت و هم او بود که مردانه با سرودن نام خداوند در آن گام گذاشت
milad
تولبار گفتگو کی مجانی شد...آخر مُخ ایی مدیرا رو زدین دیگه