شهاب درویشی
همان روزی که فرزندم بشد وارد به دانشگاه برآمد از درون سینه ام از غصّه وغم آه بشد دانشجوی آزاد ومن دربند وبیچاره چرا که نیک می دانم هزینه ساز و سرباره از این پس الوداعی بایدم با خنده و شادی و با هر چه پس انداز و حقوق و پول و آزادی شروع گردید دوران ریاضت ، سختی و حرمان هرآن چیزی بنا کردم بشد درلحظه ای ویران زدم چوب حراج بر فرش و تخت و تی وی رنگی همه چیزم بشد قربانی این کار فرهنگی به خون دل نمودم جور، پول ثبت نام او حدیث و داستان و قصّه بود، موضوع وام او از آن ترسم که تا پایان تحصیلات فرزندم وتاگیرد لیسانس خویش این دردانه دلبندم نه سقفی روی سر باشد نه فرشی زیر پای من به جای خانه گردد محبس و زندان سرای من شود او فارغ التحصیل و ساقط گردد از من حال شود« جاوید» دراو حسرت شغل و زمن هم مال
شهاب درویشی
لاف زنی ایرانی ها در سالهای مختلف
شهاب درویشی
حال ور روز یک بچه درس خون !
شهاب درویشی
ایام امتحانات برخی دانشجویان پسر!
شهاب درویشی
به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته
شهاب درویشی
برای آنکس که تو را در آئینه می بیند جوابی مناسبی داشته باش ..................................................
شهاب درویشی
خداوند اغلب اوقات به دیدن ما می آید ولی اکثر مواقع ما خانه نیستیم
شهاب درویشی
خوشبختی بر سه ستون استوار است: فراموش کردن گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده
شهاب درویشی
یگانه خواهی شد.... و دنیا را در آغوش خواهی گرفت تنها اگر موضوعات گذشته را فراموش کنی و از نو شروع کنی ! فرشته ی کوچک ... میلاد دوباره ات مبارک
شهاب درویشی
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند
شهاب درویشی
دوست کسی است که من با او میتوانم صمیمی باشم و جلوی او با صدای بلند فکر کنم.
شهاب درویشی
عکس فرزاد حسنی و پوریا پورسرخ در تلویزیون شیراز