شهاب درویشی
عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنگ / که به عمری نتوان دست در آثارش برد فال حافظ زدنت از پی دلتنگی کیست ؟ / من که هر لحظه به یاد تو و دلتنگ تو ام هر ستاره یه نشان از غم و دلتنگی من / آسمان را بفرستم که بدانی همه جا یاد تو ام ؟
شهاب درویشی
شدم و عشق مرا بد نام کرد / داروغه شنید و مرا زندان کرد در خلوت زندان به خود نالیدم / عاشق شود آنکس که مرا عاشق کرد
شهاب درویشی
سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریك همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی كه ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا
شهاب درویشی
نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن
شهاب درویشی
ه روی گونه تابیدی و رفتی مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستی ام نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی
شهاب درویشی
عشق یعنی خون دل یعنی جفا عشق یعنی درد و دل یعنی صفا عشق یعنی یك شهاب و یك سراب عشق یعنی یك سلام و یك جواب عشق یعنی یك نگاه و یك نیاز عشق یعنی عالمی راز و نیاز
شهاب درویشی
من قبلنا ببری بودم واسه خودم
شهاب درویشی
حال نداری ثواب کنی، گناه نکن... (امام جمعه ی شیراز)
شهاب درویشی
تو رو به امامزاده بیژن بذار 1دونه برداره
شهاب درویشی
هر کی بهت سنگ پرت کرد، تو گل پرتاب کن... اما با گلدونش!!!
شهاب درویشی
یارو نه درس خونده؛ نه شغلی داره؛ نه ماشینی.. خلاصه هیچی نداره؛ ازش میپرسی ازدواج كردی؟ با اعتماد به نفس میگه هنوز دم به تله ندادم! لامصب تو خودت تله ای!