عسل
مرد يعني کار و کار و کار و کار * يکسره در شيفت هاي بيشمار مثل يک چيزي ميان منگنه * روز و شب از هر طرف تحت فشار مرد موجي است هي در حال دو * جان بر آرد تا برآرد انتظار او خودش همواره در توليد پول * ليک فرزند و عيالش پول خوار با چه عشقي دائما در چرخشند * گرد شهد جيب او زنبور وار چون که آخر شب به منزل مي رسد * خسته اما با لباني خنده بار جاي چاي و يک خدا قوت به او * مي شود صد ليست در پيشش قطار از کتاب و دفتر و خودکار ، تا * اسفناج و پرتقال و زهرمار آن يکي مي خواهد از او شهريه * اين يکي هم کفش و کيفي مارک دار هر چه مي گويد که جيبم خالي است * هر چه مي گويد ندارم ، اي هوار نعره مي آيد : "به ما مربوط نيست * ما مگر گفتيم ماها را بيار" مرد يعني آن که با پول و پله * مي شود در خانه ، صاحب اعتبار مرد يعني سکته ، يعني سي سي يو * ختم مطلب ، مرد يعني جان نثار خلقتش اصلا به اين خاطر بود * تا درآرد روزگار از وي دمار
عسل
گفت: بزن به سلامتی پت و مت،گفتم: حتما به خاطره اینکه خنده دار بودن،گفت: نه،به این خاطر که تا تهش با هم بودن!


13 سال و 8 ماه و 3 روز و 14 ساعت و 16 دقيقه قبلممنون بانو

13 سال و 8 ماه و 3 روز و 14 ساعت و 12 دقيقه قبلالبته اون دستی رو هم که به سمت چش شما نشونه رفت به گرمی می فشاریم
یه عادت قدیمیه "عسل" بانو به دل نگیرین. عادت به بدجنسی دیگه درست بشو نیست
به هر حال ممنون که هوا مردا رو داشتین، ولو زود پشیمون شدین
نه ناراحت نشدم.
قشنگ حرفف میزنی شما
13 سال و 8 ماه و 3 روز و 14 ساعت و 9 دقيقه قبلارادت داریم بانو

13 سال و 8 ماه و 3 روز و 14 ساعت و 3 دقيقه قبلمن یکم برم سر به سر بقیه بذارم
زیادی داره بهشون خوش می گذره
بخصوص اینجا (http://llink.ir/p7i)

13 سال و 8 ماه و 3 روز و 14 ساعت قبل