S@eeDE
تلنگر کوچکی است باران وقتی فراموش میکنیم آسمان کجاست...
S@eeDE
گاهی........... گاهی دلم سنگین میشود... کلافه میشود... کفشهایش رابپا میکند... عصای سپیدش رادردست میگیرد.... عینکش رابه چشم میزند وراهی میشود به دنباله نشانی از گمشده اش.... نقطه به نقطه ی دنیارا بو میکشد... برای یافتنه بویی از اشنای دیرینش... برای یافتنه مرهمه چشمانه بی سویش... برای یافتنه بویی از پیراهنه یوسفش... گاهی دسته دلم رامیگیرم وباهم پی یوسفه دلم میگردیم. تازگی هادلم یوسفش راپیداکرده!!!! سر همان سجاده ی ترمه ایکه مادربزرگم چندساله پیش برایم ازمشهد سوغاتی اورده بود.
S@eeDE
دنبال “مخاطب خــاص” نوشته هایم نــباشید ! ارزش “خاص بــودن” را نداشتـــ . . .
S@eeDE
هوای هر شبم یلداییو سرده...
S@eeDE
خوب که فکر می کنم می بینم گاهی یک شکلات ِ مغزدار بیشتر میچسبد تـــــا عاشقانه های این عاشق های تو خالی !