ऌђдπįऌ
حــــواست بـہ دلت باشد . . . آن را هـ ــر جایــ ـی نگــذار! ایــن روزهــــــا دل را میــدزدند . . . بــعد ڪہ بہ دردشـــان نـخــورد جـای صـــندوق پـست، آنــ ــرا در سطل آشـــــغال مے اَندازند !
ऌђдπįऌ
در آغـــوش خودم هستـــم ! مـــن خودم را در آغوش گرفتـــه ام…! نه چنـــدان با لطافتــــ ... نه چنـــدان با محبتــــ… امـــا وفـــادار…. وفـــادار….
ऌђдπįऌ
کبریتـهای سـوخته هـــم ،
روزی درختــهای شـادابی بـوده اند..
مثل مـا ،
که روزگـاری
می خنـدیدیـم
قبـل از اینـکه عـشق روشنـمان کنـد
ऌђдπįऌ
هر چیز زمانی دارد نفس هم که باشی دیر برسی من رفته ام .../
ऌђдπįऌ
وقتی دو عاشق از هم جدا میشن ... دیگه نمی تونن مثل قبل دوست باشن.... چون به قلب همدیگه زخم زدن... نمی تونن دشمن همدیگه باشن... چون زمانی عاشق بودن... تنها می تونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن....
ऌђдπįऌ
چقــدر تلــخ بود کودکیــم !که سیــگار را قاتــل پـدرم می دانســتمو چقــدر ســخت است امـروز که قاتــل پــدرم راروزی هــزار بـار می بــوسـم . . .
ऌђдπįऌ
همه میگن عشق یعنی دوست داشتن . . . اما من میگم عشق یعنی یکی مثل تو داشتن . . .
ऌђдπįऌ
ده نفـر یـه آدم و میخـوان ، آدمِ درگیـرِ نفـر یازدهـمــه که نمیخـوادش...
ऌђдπįऌ
دنیا ! بازی هایت را سرم درآوردی ! گرفتنی ها را گرفتی ! دادنی ها را ندادی ! حسرت ها را کاشتی ! زخم ها را زدی ! دیگر بس است چون چیزی نمانده ، بگذار بخوابم . . . محتاج یک خواب بی بیدارم !
عزززززززززززیزم من خودم زبون دارم ممنون از طرفداریت من ک از تو پررو تر نیستم
13 سال و 7 روز و 22 ساعت و 26 دقيقه قبلحالا بچه ها میگن تو پروتری یا من
13 سال و 7 روز و 22 ساعت و 25 دقيقه قبلی پست دیگه هم فرستاده بودم واسه معرفیت


13 سال و 7 روز و 22 ساعت و 23 دقيقه قبلاشکان فک نمیکنم بتونیم سارا رو اینقد راحت بندازیم بالا پایین

13 سال و 7 روز و 22 ساعت و 21 دقيقه قبلمگه ن سارا؟؟؟؟