ऌђдπįऌ
هر وقت دلم گرفت لبخند میزنم به یاد کسی که برای لبخندش بارها دلم گرفت . .
ऌђдπįऌ
تلخ ترین حرف دوستت دارم اما …
شیرین ترین حرف … اما دوستت دارم
ऌђдπįऌ
" گاهی عمر تلف میشود به پای یک احساس گاهی احساس تلف میشود به پای عمر… و چه عذابی می کشد کسی که هم عمرش تلف میشود هم احساسش… "
ऌђдπįऌ
" بدي را با عدالت پاسخ دهيد، مهرباني را با مهرباني"
ऌђдπįऌ
هر وقت خواستی در کار کسی شیطنت کنی، اول خودت را به جای او بگذار!
ऌђдπįऌ
حالم گرفته از اين شهر... كه آدم هايش همچون هوايش ناپايدارند! گاه آنقدرپاك كه باورت نمي شود! گاه چنان بيمعرفت كه نفست ميگيرد...
ऌђдπįऌ
تو می خواستی بشی " سنگ صبورم " ... تو شدی "سنگ" و من هنوز "صبورم
ऌђдπįऌ
شادی و بهروزیمان را با ارزش بدانیم ، تن رنجور نیرویی برای ادب و برخورد درست برجایی نمی گذارد
ऌђдπįऌ
گَرمے تو ، از گرمےِ نورِ خورشید ! کُلّے کتاب و ورق داری تو کوله پُشتیت کُلّے گلِ خوشگل تو باغچه یِ خونَت ! رنگـِ گُلایِ قالی رو ...
ऌђдπįऌ
روزے بـه تــَـ‗__‗ـمامــ ایــن بے قــ‗__‗ـَـرارے هـا ؛ مے خــَــ‗__‗نـدے ..و ســ‗__‗ـاده از ڪـنـارشــ‗__‗ـان مے گــُـذرے ..ایــטּ قــَـشـنـگـــ‗__‗ــ تــریــن دروغـ‗__‗ـے استـــ ڪﮧ دیــ‗__‗گـراטּ ، بــراے آرامــ ڪــردنـتـــ بـہ تـــُـ‗__‗ـو مے گــ‗_‗ـویــنـد!
ऌђдπįऌ
✗ایــــــــטּ روزهـــــــا نـبـضـم ڪـُـنـב مـﮯزنـב
قـلـبـم تـیـر مـیڪشـב בارم
صـבاے خـُرב شـבטּ ِ احـسـاسـم را
لا بـﮧ لاے چـرخ בنـده هـاﮮ ِ زنـבگــــے
مـیــشـنَـوم