My DailY
این میگما من یه مدتی بود نمیدونم زیاد خفتن میکردم یا چی ؟ که از خواب پا میشدم عین خیالمم نبود مثن ! الان دو سه چار روزه بیدار میشم حالم بد میشه که چرا اینقدر زود میگذره ُ من هیچی نخوابیدم : ((((
My DailY
سرعت سیستمم چقدر اومده پایین
My DailY
موزییییییییییییییییییییییییییییی
My DailY
رفتیدی نقاش کوشولووووووو ؟
My DailY
حیف ... هیچ کدام شان مال ما نیست و چقدر دوستت دارم زندگی ! که همین فرصت کوتاه را ، به علاوه ی او ، به من هدیه کردی . "شمس لنگرودی"
My DailY
می نوشتم : چه ارزش دارد زندگی که این همه چیز داشته باشی و بگذاری بمیری .
My DailY
اگر این قدر ماه "جدی نبود" که طی هزاران سال حتا یک قدم به سمت خانه ی من بردارد بر می داشتم و صافش می کردم روی میز ، و می نوشتم :
My DailY
و به شور ابد نمی اندیشیدم ، تقطیرش می کردم در قلمم می ریختم .