tamana
دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت.... کــی شــود پیــش قدمـهای تو اسفـند شـوم.
tamana
غزلی از حافظ ،,,,, جای تلقين به بالای سرم دف بزنيد ، شاهدک رقص كند جمله شما كف بزنيد ، روزمرگم وسط سينه من چاک زنيد اندرون دل من يک قلم تاك زنيد ، روی قبرم بنويسيد وفادار برفت ، آن جگر سوخته، خسته از اين دار برفت.
tamana
اگه انگور سیاه بودی ازت شرابی میساختم که تا آخر عمر مست تو باشم.
سلام....پستات کجاست من هیچی نمی بینم...همه رو جارو کردی....
15 سال و 1 ماه و 19 روز و 3 ساعت و 20 دقيقه قبلسلام..همش همیناست
15 سال و 1 ماه و 19 روز و 3 ساعت و 13 دقيقه قبل