امین
یکی خواب دیده که تو با منی ، به رویا شبیهِ گمونم فقط -_
امین
تو که پشت منو خالی کردی تو یه لحظه از نفس افتادم خوش به حالت که هنوزم خوبی من که زندگیمو از دست دادم
امین
دیگه بریدم .................................................. دستمو میگم آخه داشتم سیب زمینی پوس میکندم
امین
کاش میشد زمان رو به عقب برگردوند چند تا اشتباه کردم که نمیخوام تکرارش کنم و چند تا چیزو از دست دادم که دیگه نمیخوام از دستشون بدم
امین
هنوزم که فکر منی تا خودت تو داری چیکار میکنی با دلت
امین
یه عطری بود که واسه تولدم کادو خریده بودی با خودم قرار گذاشته بودم که هر وقت با هم بودیم عطر رو بزنم اما انگار قسمت نبود آخه حالا رفتی جالبه بدونی عطرِ هم پریده الان شیشه خالیش جلومه حتی یه بارم نزدمش ولی بوش رو خیلی دوست داشتم
امین
داره باورم میشه که دیگه نیستی باهام
امین
چه احساسی از این بهتر تو خوابم عاشقت هستم
امین
میتونستی بمونی عاشقم باشی مثه من ، من همیشه عاشقت بودم
امین
پارسال شب قدر از خدا خواستم ما رو به هم برسونه اما نشد امسال شب قدر دیگه ندارمش رفته ، نمیدونم امسال از خدا چی بخوام البته من هنوز امیدوارم شاید برگرده ولی امسال از خدا اینو میخوام اگه قسمت بود ما رو به هم برسونه پس هر چی خدا بخواد
امین
حسی که دارم به عشقت مثه حسای دیگم نیست که دلم تو رو میخوادت اینقدر
امین
من این تنهایی رو مدیون تواَم تو همیشه به من لطف داشتی عشق رفته ی من