امین
یکی خواب دیده که تو با منی ، به رویا شبیهِ گمونم فقط -_
امین
امروزم ندیدمت _____ مثه روزای دیگه "
امین
یه وقتایی نباید موند باید از لحظه ها دل کند "
امین
من همه آرزوهامُ توی چشمای تو دیدم
امین
دستتُ بذار رو قلبم تا که این عشق جون بگیره
امین
شاید یادمون نیست اون موقعــ ها توی خونه موندن که کاری نبود یا رقصت میونِ یه میدونِ مین واسه عکسای یادگاری نبود
امین
تنهاییمو با هیچی عوض نمیکنم
امین
تو قلبه من یه امپراطوره ؛ تسلیم میشه چون که مجبوره ؛ برو نباید مالِ من باشی ؛ خواهش نکردم این یه دستوره
امین
دیگه خستم از این روزمرگی نمیخوای بیای تا یه چیزی بگی
امین
ای کاش من خودخواه تر بودم
امین
نمیدونم قراره تا کجا اما دوسِت دارم
امین
زیر بارون وقتی میرفتی اشکای منو ندیدی
امین
هر دفه میبینمت تازگی داری