Meroe
گفتم: «لعنت بر شیطان» لبخند زد پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد: «از حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: «مگر چه كرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می كنی در حالی كه هیچ بدی در حق تو نكرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است كه آن را رام نكرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.» پرسیدم: «پس تو چه كاره ای؟» پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز.
Meroe
روزی که گذشته است از او یاد مکن فردا که نیامده است فریاد مکن بر نامده وگذشته بنیاد مکن خوش باش کنون و عمر بر باد مکن .........خیام
Meroe
مرا به کعبه چه حاجت! طواف می کنم "مادری" را که برای لمس دستانش هم وضو باید گرفت ...
Meroe
با یک فنجان چای هم میتوان مست شد ، اگر اویی که باید باشد...