Meroe
شــــایـد بایـــد بــگـویـــم تــا بـــــدانـــــے ســـــیـنـدرلاے تــــــو هــــمـاטּ دخـــتـرکــــے اســــت کــــﮧ گـاهـــی خـــسـتـــﮧ مـــیـشـود از شـــســتـــטּ زمـــیــטּ هــــاے ذهــــنـش از نامـــــهـربـانــــے هـــــــای تـــــــو...
Meroe
امروز...
با همه ی دنیا قهرم...!
اما اگر تو صدایم کنی...
برمیگردم!
میبینی سادگی کودکانه ام را...!
.
.
.
.
.
Meroe
چترهاراباید بست زیر باران باید رفت فکررا خاطره رازیر باران باید برد باهمه مردم شهرزیر باران باید رفت هست رازیر باران بایددید عشق رازیر باران باید جست! سهراب
Meroe
حموم بودم....میزنه به در میگم بله؟؟میگه حمومی؟؟پ نه پ!!!اینجا لندنه٫ صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی!!!میگه در زدم بگم مهمونا اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت دارن با کامپیوترت کار میکنن٫ لباس و حولتم از پشت در بر میدارم که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری....یه چیز دیگه:احتمالا آبگرمکن رو هم خاموش میکنم