Meroe
طلاهایش را که داد از در ستاد پشتیبانی جنگ بیرون رفت جوان داد زد خانوم رسید طلاها ! خندید و گفت: من برای پسرم هم رسید نگرفتم......!
Meroe
مــــادرم!
روزهاست که انتظار این لحظه را می کشم تا ناب ترین و زیباترین کلمات را نثار وجود پاک و مبارکت کنم،
ولی افسوس
کلمات حقیرتر از آنند که شایستگی بیان مهر تو را داشته باشند و کوچکتر از آنند که تجلی دهنده معنای حقیقی نگاه پر مهر تو باشند; نگاهی که به تمام هستی می ارزد.
مادرم باور کن چیزی در این دنیا نیست که لایق جبران و هدیه به محبت های تو باشد و باور کن هیچ چیزی در این دنیا نیست که تداعی کننده آغوش پر مهر تو باشد.
فقط بگذار ساده بگویم:
مــــادرم!
چون تو نماز خوانده ای
خدا
پرست شدم!
Meroe
پروردگارا داده هایت ، نداده هایت و گرفته هایت را شکر می گویم چون داده هایت نعمت ، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان است.
Meroe
فریاد برآوردم خــــدا تنهاست همه خندیدند، گذشت... دانستم مقصد بهشت بود نه خــــدا.
Meroe
خدایا تنها مگذار دلی را که هیچکس دردش را نمی فهمد، چرا که خود می دانی چه سخت است تنهایی.
Meroe
ای دل! شدی سنگ صبوری برای همه. همیشه شریک دردهایشان بودی و همنشین دل خرابشان.. همیشه لحظه های تنهایشان با تو تقسیم می شد و بغض های گلوگیرشان با گریه بر شانه های تو جاری می شد. ولی کاش می دانستند درد تو کمتر نیست، حال تو بهتر نیست.. کاش می توانستی فریاد زنی که تنهایی درد دارد و چه سخت است.. اما ملالی نیست! شاید، شاید قسمتت این بود. درد کشیده باشی تا بفهمی حال دلی را که درد امانش را بریده و بفهمی نگفته هایی را که پشت سنگینی یک بغض پنهان مانده.
Meroe
چه سخت است اشک ریختن وقتی لحظه های تلخ دوری را به تصویر می کشد و چه سخت است داغ قلبی که از جدایی همیشگی شکسته باشد.
Meroe
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد خطی ننویسم که آزار دهد کسی را که تنها دل من ؛ دل نیست !!!!