Meroe
اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم
Meroe
آدمـــــ هـا کـه " عـوض " می شونـد ... از " سـلام " و " شـب بـخیـر " گـفتـنشان مـی شود ایـن را فـهمیـد ! از "بوسه هایشان " از " حـرف هـا " و " نـگاه هـا " ... ... از گـودال هـای ِ عـمیـقی کـه بیـن ِ تــو و خـودشان می کـَـنـند و تـویـش را پُــر از دلیـل مـی کُنـند ....!
Meroe
وقتی ازم میپرسی خوبم و من میگم ای...بد نیستم!!! یعنی بدم...!! خیلی هم بدم...! پس نگو خدارو شکر...!!!
Meroe
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست/ بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست/ گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن/ گفتی باید بروم حوصله ای نیست/ پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف/ رفتی تو و دیگر اثر از چلچله ای نیست/ گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت/ جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست/ رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت/ بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست.
Meroe
میمیرم مرا در تابوت سیاهی بگزارید تا همه بدانند در تاریکی به سر می برده ام دستهایم را از تابوت بیرون بگزارید تا همه بدانند به آنچه می خواستم نرسیدم چشمهایم را باز بگزارید تا همه بدانند چشم انتظار از دنیا رفته ام روی قبرم تکه یخی بگزارید تا مثل باران برایم اشک ریزد و روی سنگ قبرم چیزی ننویسید تا همه فراموشم کنند...
Meroe
یه روز عشق و دیوونگی و محبت و فضولی داشتن با هم قایم باشک بازی می کردن نوبت به دیوونگی که رسید همه را پیدا کرد اما هر چه گشت از عشق خبری نبود فضولی متوجه شد که عشق پشت یه بوته گل سرخ قایم شده دیوونگی رو خبر کرد و دیوونگی یه خار بزرگ برداشت و در بوته ی گل سرخ فرو کرد صدای فریاد عشق بلند شد وقتی به سراغش رفتند دیدند چشماش کور شده و دیوونگی که خودشو مقصر می دونست تصمیم گرفت که همیشه عشقو همراهی کنه و از اون به بعد دیوونگی شد عصای عشق
Meroe
عشق نخستین بینش را نسبت به ابدیت به تو هدیه می دهد. عشق نخستین آزمونی است که زمان را به فراسو می برد. این گونه است که عاشقان هرگز از مرگ نمی هراسند. عشق مرگ نمی شناسد...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تورفتی ونرفت چیزی ازیادم تورفتی تازه عاشقتر شدم من ازاونیم که بودم بدترشدم صبح تاشب این شده کارم که واسه چشات بیدارم توخدای عاشقایی توتموم کس وکارم توبه دادمن رسیدی وقتی تنهاییمودیدی تونزاشتی برم ازدست اگه چیزیم هنوزم نازنینم امیدشیرینم من به جزتوکسی نمیبینم ازاون روزی که رفتی یه روزخوش ندیدم به جزدستای گرمت پناه وپشت ندیدم زندگیموبه پای تودادم اون روزانمیره ازیادم نازنینم برس به فریادم.
Meroe
امشب دریاها سیاه اند باد زمزمه گر سیاه است پرنده و گیلاس ها سیاه اند دل من روشن است تو خواهی آمد.............
Meroe
بین من و تو چهل زندان بود حیاط به حیاط زندان با پرچم صلحی در دست آمدم تو نبودی.
Meroe
بنده ای خدا را گفت: اگر سرنوشت مرا نوشته ای پس چرا دعا کنم؟ خدا گفت: شاید نوشته باشم هرچه دعا کند.
Meroe
منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم
در چشمانت خیره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم
منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم
سر رو شونه هایت بگذارم
ز عشق تو ..... از داشتن تو ..... اشک شوق ریزم
منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم
بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم
و با تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم
آری من تو را دوست دارم
و عاشقانه تو را می ستایم
Meroe
معناي زنده بودن من,با تو بودن است نزديك,دور سير,گرسنه رها ,اسير دلتنگ,شاد آن لحظه اي كه بي تو سرآيد مرا مباد مفهوم مرگ من در راه سرفرازي تو,در كنار تو مفهوم زندگي است معناي عشق نيز در سرنوشت من با تو ,هميشه باتو ,براي تو ,زيستن...
Meroe
آرامش ظاهرم ... گمراهت.... نکند.... آشفته تر از این حرف ها هستم....
Meroe
شعار نمی دهم حرف دلم را می زنم از ته قلبم از عشقم از امیدام باور کن زندگی با وجود تو قشنگ است نه با پول نه با مال .... اون چیزایی که با عشق برام می خری از هر تحفه ای که وجود داره برام با ارزشتره بدون من بی پرده ،بی ریا و با تمام احساسم دوست دارم. امیدوارم هیچ وقت از من دلگیر نباشی.