Meroe
نمیدانم کجایی در وجودم نهفته شدی... در بین دستانم... در قلبم... در گوشه چشمانم... در آسمان ایمانم... در کجا نشسته ایی کنار ساحل آرامش من آنجا که تپش قلبم به شماره میفتد شاید آنجا که شاپرکی بر گل آرام مینیشیند کجا تو هستی که اینگونه به وجودم ملحق میشوی در بی خوابی هایم در شبهایه بی قراریم... در متن تمام تنهاییم چگونه تو آرام گرفتی در این آشوب تو کجا آشکار اینگونه پنهان شده ایی در زیر پوست من چه لطیف میجهی... تو در فراسوی هر زمان در هر جای این مکان با منی... طوری روحم با عشق تو آمیخته شد که انگار تو خود منی...
Meroe
زندگی یعنی همین امروز همین حالا یعنی در آغوشت تا همیشه تا فردا زندگی یعنی نگاه تو کوک کردن قلبم با صدای تو دل دادن به آهنگ دل پاکت سرور و عشق در فضایی ساکت زندگی یعنی همین دم که از دلتنگم می دانی از این حسم عشق را می خوانی زندگی یعنی داشتن قلب پرستو در این وادی پست و ناهنجار تو در تو
Meroe
گاهی وقتا باید از کنار غصه ها رد شد و گفت "میگ میگ" ههههههههههههه
Meroe
ببار ای باران ، ببار که غم از دلم رفتنی نیست، اشکهای روی گونه ام دیدنی نیست. ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست، آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست. ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست ، غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست .
Meroe
شیشه ای میشکند…یک نفرمیپرسد:که چراشیشه شکست؟ گوید:شایداین رفع بلاست، دیگری میگوید شیشه ی پنجره راباد شکست؟ دل من سخت شکست هیچ کس، هیچ نگفت، غصه ام رانشنید، ازخودم میپرسم ارزش قلب من از شیشه ی یک پنجره هم کمتر بود!؟
Meroe
زندگی یعنی همین امروز همین حالا یعنی در آغوشت تا همیشه تا فردا زندگی یعنی نگاه تو کوک کردن قلبم با صدای تو دل دادن به آهنگ دل پاکت سرور و عشق در فضایی ساکت زندگی یعنی همین دم که از دلتنگم می دانی از این حسم عشق را می خوانی زندگی یعنی داشتن قلب پرستو در این وادی پست وناهنجارتودرتو..........
Meroe
لعنت به نگاهی ؛ که نمیدانی معنایش رفتن است ، یا ماندن ...من عاشقتم نرو
Meroe
وقتی با کسی دوست میشی نگو تا ----باهم باشیم چون دوستی تا ...نداره...............
Meroe
عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست!!! عشق آن است که یکی برای دیگری چتر شود ودیگری هرگز نفهمد که چرا خیس نشد.
Meroe
عشق عشق یعنی خلوت و راز و نیاز عشق یعنی محبت و سوز و گداز عشق یعنی سوز بی ماوای ساز عشق یعنی نغمه ای از روی ناز عشق یعنی کوی ایمان و امید عشق یعنی یک بغل یاس سپید عشق یعنی یک ترنم از یه یار عشق یعنی سبزی باغ و بهار عشق یعنی لحظه دیدار یار عشق یعنی انتهای انتظار عشق یعنی یک تبسم بر لب زیبای یار عشق یعنی حس نرم اطلسی عشق یعنی با خدا در بی کسی عشق یعنی همکلام بی صدا عشق یعنی بی نهایت تا خدا عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی از فراقش سوختن عشق یعنی سر به در اویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی بنده فرمان شدن عشق یعنی تا ابد رسوا شدن عشق یعنی گم شدن در کوی دوست عشق یعنی هر چه در دل آرزوست عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز عشق یعنی یک تبسم یک نگاه عشق یعنی یک تکیه گاه و جان پناه عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و دریا شدن عشق یعنی پیش محبوبت بمیر عشق یعنی از رضایش
Meroe
کاش میشد حرف های دلم رابه او بزنم......به او بفهمانم که اشتباه تصور میکند......من ان هیولایی نیستم که درذهنش ساخته........................
Meroe
در حضور خارها هم میشود یک یاس بود در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود میشود حتی برای دیدن پروانه ها شیشه های مات یه متروکه را الماس بود دست در دست پرنده بال در بال نسیم ساقه های هرز هر بیشه ای را داس بود حرفی از (کاش میشد)هم نبود هر چه بود احساس بودو عشق بودو یاس بود.........
Meroe
باز می خواهم تو را پیدا کنم با تو شاید خویش را معنا کنم من کیم؟ گر خودشناسی داشتم کی ز خود بودن هراسی داشتم؟ های... ای آیینه معنا کن مرا گم شدم در خویش ـ پیدا کن مرا فرصتی ـ تا رود را پیدا کنم قطره قطره خویش را دریا کنم اهرمن دارد مجابم می کند لای لایش گاه خوابم می کند آه ... اگر این قطره ـ در شن گم شود ظاهرم در چاه باطن گم شود شیشه این دیو ـ در دست من است همت اما ـ وای ... با اهریمن است های ای آیینه تصویرم مکن آنچه می خواهد "من" پیرم مکن های ... ای آیینه حاشا کن مرا گم کن و ـ آزاد پیدا کن مرا با من دریایی من ـ موج باش در حضیض من ـ هوای اوج باش می توانی ـ می توانی ـ "آن" من باز گردانی " من " انسان من