دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

افشين صادقي

افشين صادقي
مرد - مجرد
امتیاز: 39.65

دنبال‌شدگان

(33 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(62 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

افشين صادقي
d93203fc7cf23c2ccbb5491cdec357be.jpg افشين صادقي
توسط موبایل

میلاد حسین و سوم شعبان است/خورشید ولایت از افق تابان است/اى کشور جمهورى اسلام،/ حسین داماد عزیز ملت ایران است...

افشين صادقي
افشين صادقي
توسط موبایل

پیغام گیر... لطفا پس از شنیدن صدای بوق ..و پیام های زیر ..پیغام بگذارید : پیغام گیر حافظ : رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور ! پیغام گیر سعدی: از آوای دل انگیز تو مستم نباشم خانه و شرمنده هستم به پیغام تو خواهم گفت پاسخ فلک را گر فرصتی دادی به دستم پیغام گیر فردوسی : نمی باشم امروز اندر سرای که رسم ادب را بیارم به جای به پیغامت ای دوست گویم جواب چو فردا بر آید بلند آفتاب پیغام گیر خیام: این چرخ فلک عمر مرا داد به باد ممنون توام که کرده ای از من یاد رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد! پیغام گیر منوچهری : از شرم به رنگ باده باشد رویم در خانه نباشم که سلامی گویم بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت زان پیش که همچو برف گردد رویم! پیغام گیر مولانا : بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم! برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم! پیغام گیر بابا طاهر: تلیفون کرده ای جانم فدا

افشين صادقي
duset_daram_minos.jpg افشين صادقي
توسط موبایل

@داستان کوتاه دوستت دارم@ وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم …صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی…وقتی که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی… وقتی که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم… صبحانه مو آماده کردی و برام آوردی. پیشونیم رو بوسیدی و گفتی بهتره عجله کنی… داره دیرت میشه…وقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم… بهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داری.بعد از کارت زود بیا خونه…وقتی  40 ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گفتی. باشه عزیزم ولی الان وقت اینه که بری تو درس ها  به بچه مون کمک کنی… وقتی  که 50 سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم  تو همون جور که بافتنی می بافتی بهم نگاه کردی و خندیدى… وقتی  60 سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدی … وقتی که 70 ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم در حالی که روی صندلی راحتیمون نشسته بودیم من نامه های عاشقانه ات رو که 50 سال پیش برای من نوشته بودی رو می خوندم و

افشين صادقي
افشين صادقي

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم... حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...

افشين صادقي
افشين صادقي

این فاصله ها که بین ما بسیارند از بودن ما کنار هم بیزارند یک روز برای دیدنت می آیم اما اگر این فاصله ها بگذارند ...............

افشين صادقي
افشين صادقي

این که هر بار سرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزش ات نیست...!!!!!!!!! شاید آنقدر بی‌ ارزشی که خیلی‌ها اندازه تو هستند........!!!!!!!!!!!

افشين صادقي
افشين صادقي

کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا نیز داستان زیر میباشد که نویسنده ی مشخصی ندارد........!!!!! The last man on earth is sitting alone in his room and all of a sudden a Knoc k on the door. آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند. ............

افشين صادقي
CupidsHrtsSilv.gif افشين صادقي
توسط موبایل

...Ei!nam Yekei! Dei!ge... L0tfan Nazar Dahhid

افشين صادقي
Recovered_JPEG_3958.jpg افشين صادقي
توسط موبایل

Age G0fti B En Chi Migan . . . ? }{Nazar Dahhid}{

این ارسال را بازنشر کرده است.
افشين صادقي
افشين صادقي
توسط موبایل

خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد.

افشين صادقي
افشين صادقي
توسط موبایل

وقتی تنهاییم دنبال یک دوست میگردیم، وقتی پیدایش کردیم دنبال عیب هایش میگردیم،و وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هایمان با او می افتیم و باز تنهاییم. . . ! ! ! اين طور نيست؟. . . ؟

افشين صادقي
افشين صادقي
توسط موبایل

شباي بي تو بودن آقا شب عذابه. . . ببين ز دوري تو حال دلم خرابه. . . آخ که دلم تنگه آقا يک بار منو دعا کن. . . يه بار شده تو رو خدا راهي کربلام کن. . .  

افشين صادقي
افشين صادقي
توسط موبایل

90 daraje be chap becharkhoon bad bekhoon : <3                 <3 <3<3<3<3<3<3 <3                 <3 <3<3<3<3<3<3 <3                       <3                          <3<3<3<3 <3            <3 <3            <3   <3<3<3<3        <3<3<3<3     <3                 <3                             <3                        <3<3<3<3 <3<3<3<3<3<3 <3      <3       <3 <3      <3       <3   <3<3<3<3<3 <3                       <3                          <3<3<3<3<3

افشين صادقي
افشين صادقي
توسط موبایل

قرآن بخوان قبل از اینکه برایت قرآن بخوانند. . . . نماز بخوان قبل از اینکه برایت نماز بخوانند . . . .

افشين صادقي
افشين صادقي
توسط موبایل

اگه خوشتون اومد لطفا نظر بدهید. * دو پیرمرد * دو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو دوستان بسیار قدیمى همدیگربودند. هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود،خسرو هر روز به دیداراو میرفت.یک روز خسرو گفت: «بهمن جان،ما هر دو عاشق فوتبال بودیم سالهاى سال با هم فوتبال بازى میکردیم.لطفاً وقتى به بهشت رفتى، یک جورى به من خبر بوده که در آن جا هم میشود فوتبال بازى کرد یا نه.»بهمن گفت: «خسروجان،تو بهترین دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر میدهم» چند روز بعد بهمن از دنیا رفت.یک شب، نیمه هاى شب، خسرو با صدایى از خواب پرید. یک شیء نورانى چشمکزن را دید که نام او را صدا میزد: خسرو، خسرو .... خسرو گفت: کیه؟ منم، بهمن.تو بهمن نیستى،بهمن مرده! باور کن من خود بهمنم..تو الان کجایی؟بهمن گفت: در بهشت! و چند خبر خوب و یک خبر بد برات دارم.خسرو گفت: اول خبرهاى خوب را بگو.بهمن گفت: اول این که در بهشت هم فوتبال برقرار است. و از آن بهتر این که تمام دوستان و هم تیمیهایمان که مرده اند نیز اینجا هستند. حتى مربى سابقمان هم اینجاست.و باز هم از آن بهتر این که همه ما دوباره جوان هستیم و هوا هم همیشه بها