Ali Derakhshan
نمی دانم چه می خواهم بگویم / زبانم در دهان باز بسته ست
Ali Derakhshan
مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد است و نه، چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من می چرخید به خیالش قندم،یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به آن حد گندم ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود من به این جرم، که از یاد تو بیرونم کرد مگسی را کشتم! (حسین پناهی)
Ali Derakhshan
موی سپيد را فلکم آسان نداد / اين رشته را به نقد جوانی خریده ام
Ali Derakhshan
یافتم روشندلی، از گریه های نیمه شب / خاطری چون صبح دارم، از صفای نیمه شب
Ali Derakhshan
تا بوده چشم عاشق در راه يار بوده / بي آنكه وعده باشد در انتظار بوده ( به امید ظهور در شب میلاد )
Ali Derakhshan
من دست شسته ام از غرورم برای تو / افتاده ام چو قطره شبنم به پای تو
Ali Derakhshan
هر کجا رفتيم داغی بر دل ما تازه شد / سوخت آخر جنس ما از گرمی بازارها
Ali Derakhshan
آمدی چشم گشودی و خزانم کردی / اولین شاعر چشمان وزانم کردی
Ali Derakhshan
در جهان بال و پر خويش گشودن آموز / كه پريدن نتوان با پر و بال دگران
Ali Derakhshan
یاد وصال می کنم، دیده پر آب می شود / شرح فراق می کنم، سینه کباب می شود
Ali Derakhshan
روم به جای دگر دل دهم به یار دگر / هوای یار دگر دارم و دیار دگر
Ali Derakhshan
ترسم اي مرگ نيايي تو و من پير شوم / آنقدر زنده بمانم كه ز جان سير شوم
Ali Derakhshan
تا نگريد طفلک حلوا فروش / ديگ بخشايش كجا آيد به جوش
Ali Derakhshan
هیچ کدوم ( کاملا جدی! ) ........... روزه که میگیری ؟
Ali Derakhshan
در دل هوسی هست دريغا نفسی نيست / ما را نفسی نيست كه در دل هوسی نيست