دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

علیرضا

زندگی یک لحظه هست . و هر لحظه یک زندگیه جدیده . درباره »
علیرضا
مرد - مجرد
امتیاز: 9365

دنبال‌شدگان

(364 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(696 کاربر)

گروه‌ها

(73 گروه)

بازدید

علیرضا
علیرضا

هر چیزی به دلیلی اتفاق میافتد .

علیرضا
علیرضا

یه نگاه به دیوار! یه نگاه به مانیتور ! یه نگاه به دیوار! یه نگاه به مانیتور! آخرش یا دیوونه میشم یا چشام در میاد !

علیرضا
علیرضا

یهو قلبم تپش گرفت! بعدش چشام سیاه تاریکی رفت! الانه که سکته بزنم !

علیرضا
علیرضا

بعد از مدتها! بالاخره یه خونواده اومدن توی مجتمعمون که یه دختر دارن ! هورا ! با یه داداش غیرتی ! هورا بی هورا همه برن خونشون!

علیرضا
علیرضا

وایی ! بعد از ظهر باید 30 کیلومتر راه برم ! با وسایل نقلیه عمومی ! برم ساعتمو بگیرم ! اصلا حالش نیست !

علیرضا
علیرضا

شب همگی خوش ! خدانگهدار !

علیرضا
15062012649.JPG علیرضا

بله ! مرغ مینای بنده در حال خوردن دوغ از دست پدر گرامی !

علیرضا
علیرضا

خیلی سخته! آدم یکیو دوس داشته باشه ! اما نتونی بهش بگی ! میدونی ! ندونی چجوری باهاش حرف بزنی ! زبونشو بلد نباشی ! الان این طوطیه من ماده هست ! مجرد هم هست ! خب من چجوری باد بهش ابراز علاقه کنم ؟

علیرضا
20062012654.JPG علیرضا

رفتم یه تیشرت خریدم ! اندازه یه کتاب براش نکته نوشتن ! خوب من اینهمه کاغذو کجا جا بدم !

علیرضا
علیرضا

یکی از سرگرمیام اینه که برم توی سایت های خرید اینترنتی !بعد جنسو که انتخاب میکنم خوشم میاد ! بعدش یادم میاد میبینم عابر بانک ندارم ! هر دفعه هم میگم فردا میرم یکی میگیرم عابر بانک ! هنوز که ندارم !

علیرضا
علیرضا

همیشه معلم جامعه شناسیم میگفت به خواهراتون بگین درس بخونن تحصیلات داشته باشن کار داشته باشن درآمد داشته باشن بتونن روی پای خودشون بایستن ! واقعا درست میگفت !

علیرضا
علیرضا

[فایل]

علیرضا
علیرضا

شب همگی خوش ! خدانگهدار !

علیرضا
علیرضا

یکی از ماهیام لای مرجان آکواریومم گیر کرده بود و مرده بود !

علیرضا
علیرضا

از کلاس اومدم! یه شیشه آب معدنی دستم بود! از این کوچیکا ! که قیمتش 250 تومن هست ! که البته به علت وجود نداشتن پول خورد 300 حساب کردن باهام ! حالا اگه من میگفتم 50 ندارما ینی اگه از تشنگی نفله هم میشدم بهم آب نمیدادن ! تو دستم بود شیشه آبه ! رو یه صندلی نشستم ! هر کی رد میشد نگاه این شیشه آبه میکرد ! منم دقیقا اینجوری ! هیچی دیگه! انقد هی نگاه کردن مجبور شدم آبرو بریزم توی باغچه ای که کنارم بود !

علیرضا
علیرضا

بله! امروز رفتیم کلاس ! بعدش رفیم کلوپ ببینم آهنگارو رایت کرده بگیرم ! بعدش بسته بود ! بعدش بارون میومد با یک هوای عالی ! یکم زیر بارون قدم زدم! کلی خوش گذشت ! اصلا هم فکر نکردم که عاشق شکست خورده هستم و از این چیزا ! همین دیگه ! شرح حال نویسی بود! یا خاطره نویسی !