دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

علیرضا

زندگی یک لحظه هست . و هر لحظه یک زندگیه جدیده . درباره »
علیرضا
مرد - مجرد
امتیاز: 9365

دنبال‌شدگان

(364 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(696 کاربر)

گروه‌ها

(73 گروه)

بازدید

علیرضا
علیرضا

هر چیزی به دلیلی اتفاق میافتد .

__** پسر**__
__** پسر**__

سلام سلامتی میاره ... سلام خوشتیپا ...سلام خوجلا ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
α√α ...
الاب.jpg α√α ...

@علیرضا بعضی ها چشم هایی دارند که ناراحتی اصلا بهشون نمیاد غمش دنیا را میگیره، وقتی ابریه هیچوقت اونطوری نباش خب؟

α√α ...
α√α ...

آخخخخخخخخخخ جون رهآ شدمممممممممممممم

α√α ...
α√α ...

چــــــــــــــقـــــــــ ـــدرخــــــــــــوبه که وقتی داری جــــوجــــه کــبـــاب درست میکنی خودش بچرخه بگه اینجام..اینجام ! اینجام نــــپختــــــه ... دانشمندا چه غلطی میکنن پــــــــــــــــــــــس ؟؟؟

α√α ...
jxmx6otg7nrxqbizivn2.jpg α√α ...

بـــــــــــدرود دوستآن

α√α ...
α√α ...

بیستــــــــــ سوالـــــــــی

علیرضا
Capture.jpg علیرضا

مرسی فرهنگ . مرسی اخلاق .

فرشاد
فرشاد

ژانر درام مورد علاقم نیست اما هر بار که یکی از شاهکار های درام رو دیدم لذت بردم ، سینما پارادیزو خیلی وقت بود تو لیست فیلمام برای دیدن بود تا دیروز بالاخره دیدمش ، درام منحصربفردی بود ، قصه ی علاقه ی پدر و فرزندی بین یه پیرمرد آپارتچی و یه بچه و این رابطه تا مدتها حفظ میشه و همچنین داستان شکست این پسر در عشف ، داستان فیلم یه داستان معمولی نبود ، اصلا این فیلمو نمیشه حتی کنار سایر فیلم ها قرار داد برای مقایسه ، کارگردان این فیلم همون کارگردان فیلم مالنا ست که درام بی نظیری بود انگار در تخصص این کارگردان ایتالیایی ساخت چنین درون مایه های عمیقیه که واقعا در ذهن تاثیر گذاره و خاطره این فیلم ها از یاد ادم نمیره، بازی های فیلم عالی بودن به معنای کلمه ، داستان بی نظیر بود کمتر فیلمی رو با چنین داستانی و اینقدر عمیق دیدم ، با اینکه خیلی به سینمای غیر هالیوودی علاقه نشون نمیدم اما این کارگردان ایتالیایی(Giuseppe Tornatore) با نویسندگی کم نظیرش وافعا نظرمو نسبت به سینمای اروپا عوض کرد (البته شاهکاری مثل ارتیست در فرانسه هم قدرت اروپایی هارو در فیلمسازی نمایش میده و ...)

این ارسال را بازنشر کرده است.
α√α ...
α√α ...

سردهـ

علیرضا
علیرضا

دیروزیکی یه آگهی تبلیغاتی انداخت تو ماشین ( ینی داد دستم ) منم دو متر اون ور تر از شیشه پرت کردمش بیرون . کلی عذاب وجدان گرفتم . هم برای بیرون انداختن اون آگهی هم برای بی احترامی به اون شخص . دیشبم کلی با خودم دعوا کردم . امروز بیرون یکم زباله که مردم ریخته بودن تو طبیعت رو جمع کردم الان حسم بهتره .