تو میدونی که ما نسل ابریم تو میدونی که ما در دست بادیم
تو میدونی که ما شکلی نداریم تو میدونی که ما شهری نداریم
که یاد گرفتیم چون شهری نداریم شکلی نخواهیم شکلی نگیریم
تو میدونی که ما هر لحظه یک شکل تو میدونی که ما هر دم یک رنگ
تو میدونی که در این غصه ی ما تو میدونی که در دیباچه دنگ
هر ثانیه بعد یعنی یک شکل دیگر یعنی یک شهر دیگر یعنی یک یار دیگر .
خانوم یا آقایی که میری نذری میخوری توی خیابون تا متبرک بشی..اگه آشغالاشو توی خیابون نریزی تبرکش بیشتر هم میشه . آدم یه چیزاییی میبینه که اعصابش خورد میشه .
یه تزی هم که دارند چیزی رو که خودشون تولید می کنند ، مردمشون زیاد مصرف ندارند ...
چند روز پیش پرس تی وی ، داشت درباره دانشگاه های خیابونی در ایتالیا فکر کنم حرف می زد ، بعد نشون میداد کلاس ها رو مصاحبه می کردند ، مادرم می گفت ببین ، چفدر ساده هستند ، با این جوون اند ، با این که قشنگ هم نیستند اما آرایش ندارند ، مادرم گفت حالا اینجا طرف انقدر آرایش می کنه زشته میشه ... به مادرم گفتم خوب اونا اعتقاد دارند آرایش برای 30 سال به بالا هاس ، تازه چیزی رو که خودشون تولید می کنند و میدونند چندان مفید نیست ، نمیذارند که مردمشون استفاده کنند ..
آره . یی از دلایلی که آرایش نمیکنن اینه که بیشتر رفتن سمت ساده زیستی ( البته مدل انسانیش ) هم اینکه اشباع هستند . مثلا دختراشون از بچگی آموزش نمیبینن که بزرگ بشن تا شوهر کنن و بخاطر همین هم دنبال جلب توجه نیستن به هر قیمتی و اینکه تبعیض جنسیتی هم صورت نمیگیره .
تازه دخترای ما خودشون نمی خوان ، فقط ادعا هستند ،
همین دوستای من می گفتند تو این جامعه حق ما خورده میشه ، همش تبعیض هست ، چرا باید حجاب کنیم و.....
یه بار سر یک موضوعی تو دانشگاه ، این رئیس دانشگاه ما عادتش بود همش حق همه رو می خورد ، یادم میادبهش گفتیم برای ما دخترا سرویس بیشتر بذارید ، یا فلان کارو بکنید می گفت بودجه نداریم ، بعد رفت برای روز دختر و روز زن ، خواننده آورد و چند میلییونی پول داد ، یاد میاد به همین دوستام گفتم چرا باید تو جشنی شرکت کنیم که کسی گرفته که بدترین ظلم ها رو به ما کرده ، گفتند تو حساسی ، میریم خوش میگذره ، من که نرفتم ، امدند ، هی تعریف می کردند ، گفتم از این بعد حق ندارید جلوی من از ضایع شدن حقتون حرف بزنید ، شما که برای یک قر کمر دادن همه چیز رو زیر پا میذارید ... همون چند میلیون می تونست یکی از درد های ما رو کم کنه .../.
از اوناج فهمیدم اینا آزادی براشون در حد قر کمر و حجاب نکردن هست ... ساختن با این ادم های کوته فکر برای من سخته
رفتم خونه دوستم . هر اصرار کرد که یه روش جدید پیپ کشیدن یاد گرفتم خیلی باحاله بیا یدونه بزن . هی میگم آقا من تو عمرم لبم به اینچیزا نخورده . هی میگه نه این خیلی باحاله من که بعضی وقتا استفاده میکنم با این خیلی گیج میشم . هی میگم نیخوام . هیچی به زور یه دود کرد تو حلق من با اون روش خودش سرم که ترکید ریه هام هم یه دردی گرفت گلومم سوخت الانم همش گیج میزنم .
دیروز کلاس رانندگی داشتم . داشتم پارک دوبل تمرین میکردم . یه پمپ گازم اونجا بود . یه دختره تو صف بود با ماشینش . بعد داشتم پارک میکردم یهو به دختره بهش بر خورد اومد به مربیم میگه : شما بهش رانندگی یاد بدین نمیخواد روابط اجتماعی بهش یاد بدین . من مربیم .