علیرضا
من ایستاده ام ! درختان رشد میکنن و بزرگ میشون ! من ایستاده ام ! زمین می گردد ! من ایستاده ام ! خورشید نور میدهد و روشن میکند ! من ایستاده ام ! اما نمیدانم درست ایستاده ام یا نه !
علیرضا
قهوه ای آماده میکنم ! جوشیدنش شرح حال من است ! و تلخی اش تفسیر جدا شدن بدن زیبای تو از من !
علیرضا
چرا همه فکر میکنن من یه آدم شاد سرخوشی هستم که هیچ مشکلی ندارم ؟ چون همیشه مثل دیوونه ها فقط چرتو پرتاتو میگی !
علیرضا
احساس پوچی میکنم ! به اطرافم نگاه میکنم ! اما چیزی نیست ! نمیدونم !